سه شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۹
آخرین اخبار
11 جولای 2020 ، ساعت 09:17 271 بازدید چاپ این نوشته کد نوشته :61862

تحلیل سیاسی و ژئوپلیتیکی سند همکاری ۲۵ساله ایران و چین.

جلال شرق ، مقدمه:
در این یادداشت نگارنده می کوشد بی طرفانه و بانگاهی تحلیلی واقع گرایانه Realism(عدم مخالفت یاموافقت به قرارداد ۲۵ساله)،ابتدا نگاهی اجمالی به جایگاه سیاسی و اقتصادی دوکشور چین و ایران در سپهرسیاسی پرداخته شده و سپس به علل ماهیتی و ژئوپلیتیکی انعقاد قرارداد بلند مدت از نگاه دو کشور را بررسی و النهایه نگاهی اجمالی به ظرفیت های حقوقی و خصوصا چالش های احتمالی ایران در انعقاد قرارداد بلندمدت با پکن را واکاوی نماید.

🌍جمهوری اسلامی ایران :

سیاست خارجی ج.ا.ا برمبنای قانون اساسی تکیه براصل نه شرقی و نه غربی در دوران جنگ سرد تدوین و براساس احترام متقابل بادول دنیا بجز اسراییل پیگیری می شود.(کاملا ایدئولوژیکی)
ایران از زمان اخراج دیپلمات های امریکایی و تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان،اولین پله مبارزه با سیاست های منطقه ای و جهانی آمریکا را برداشته و سیاست های اورا به چالش کشید و سعی نموده همواره نقش بازیگر منفی Negative actorدر برابر آمریکا را داشته باشد،و البته در این راه سخت و دشوار هزینه های زیادی اعم از نیروی انسانی و زیرساختهای اقتصادی را متقبل گردیده است. لذا در مسیر پرتلاطم ۴۰ساله مبارزه ایدئولوژیکی با آمریکا همواره کشورهای منطقه با دشمنی مصلحتی، عامدانه و معنادار با سیاست های ایران،سعی نموده اند بانزدیک کردن خود به آمریکا،ازایران بعنوان برگ بازی استفاده کرده و از یک سو هم بتوانند اقدام به مهار ایران و تمدن هزاران ساله دنیا دست یازند و از سویی نیز باتکیه بر کمک های معنوی و مادی ایالات متحده،به توسعه ورفاه بالایی در منطقه دست یابند.
جمهوری اسلامی ایران علی رغم دارابودن کد ژئوپلیتیکی قدرت منطقه ای Regional powerو زیرساخت های اقتصادی بسیار بالا و به مراتب بالاتر از کشورهای منطقه،همواره مطالبات و حقوق منطقه ای خودرا از راه های سخت دنیال کرده(حمایت از گروههای آزادی بخش بعنوان ایجاد توازن قوا Balance of power) با دخالت های کشورهای فرامنطقه ای در منطقه،هزینه های فراوانی را پرداخته و القصه نتوانسته به جایگاه استحقاقی خود برسد.

🌍جمهوری خلق چین :
چین سوسیالیست در دهه اخیر بارشد وتوسعه چشم گیر،وسعت خاک،جمعیت فراوان و تراز تجاری مثبت با اکثر قدرت ها،اروپا، اتحادیه های اقتصادی جهان خصوصا آمریکا، در پارادیم نظم نوین جهانی New world orderهمواره سعی نموده،از یک سو با سیاست های تنش زداییDetoxification policy با آمریکا،پرهیز از دوقطبی سازی جهانی و از سویی سیاست تقویت زیرساختهای اقتصادی را در فضای منازعه پایین Low conflictبا امریکا دنبال کند و خصوصا پس از فروپاشی قلب ایدئولوژی کمونیست دنیا( اتحاد جماهیر شوروی)ضمن حفظ فاصله تنش با امریکا خودرا بازیگری جهانی به جامعه جهانی تحمیل نماید، که البته به موفقیت های چشم گیری خصوصا در دهه اخیر دست یافته است.
🌍چین و راهبرد مهار آمریکا:
دولت اقتدار گرای Authoritarian governmentسوسیالیست چین برای مهار امریکا دو راهبرد را از ابتدا در پیش گرفت،اول ارتقای سطح تعاملات اقتصادی و تراز تجاری مثبت با امریکا در بالاترین حد ممکن( قفل ژئو اکونومیکی با رقیب جدی)،دوم،حمایت از دول متخاصم(بغیراز اندیشه های متخاصم) با ایدئولوژی سیاسی آمریکا در اسیا،شبه جزیره کره و منطقه خاورمیانه،بطور مشخص ایران و کره شمالی،و بازی با برگ های این دو کشور خصوصا ایران که در قلب بیضی انرژیOval of energy قرار دارد.
دولت چین همواره با توازن پاندولی Pendulum balanceبین این دو پارادایم دوگانه در برابر آمریکا،در واقع توانسته ایالات متحده را از حیث سود و فایده متقائد کند،اژدهای زرد را تحمل و خودرا به اروپا و دنیا نیز تحمیل نماید..

🌍تفکر ایجاد امپراطوری چین :

چین جدید با چین دهه قبل بسیار متفاوت است،و ساختار منظم و پادگانی قدرت حزب حاکم توانسته با سخت کوشی در عین سیاست تنش زدایی Deescalationبا آمریکا در فکر ایجاد امپراتوری بزرگ و جایگزین قدرت بلامنازعه جهان باشد. بدین منظور سعی می کند با نگاهی به امپراتوری تاریخی بزرگ چین،ابتدا به احیای راه ابریشم که بسیاری از کشورهای متاثر آن در بهترین نقاط ژئوپلیتیکی،ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیکی دنیا قرار دارند،اقدام به همکاری ها و انعقاد قراردادهای بلند مدت همه جانبه با انها بزند و در واقع عملا مصمم است در برابر هژمون یک جانبه گرایی و جهان گرایی Worldismآمریکا تقابل عملی را بیآغازد.

🌍یک کمربند – یک جاده :

توسعه این نوع قراردادها کاملاً در راستای پروژه ژئوپلیتیکی چین، طرح موسوم به « یک کمربند- یک جاده» (OBOR) است. چین تمایل دارد از نیروی کار ارزان‌قیمت راه ابریشم استفاده کند تا کارخانه‌هایی بسازد که منبع مالی، طراحی و نظارت بر آن‌ها با کمپانی‌های سازنده بزرگ چینی باشد.
اساس این طرح سرمایه‌گذاری در زیربناهای اقتصادی بیش از ۶۰ کشور جهان در مسیر و متاثر از راه ابریشم و توسعهٔ دو مسیر تجاری «کمربند اقتصادی راه ابریشم» و «راه ابریشم دریایی» است که توسط چین در سال ۲۰۱۳ ارائه شده‌است.
چین از طرح ۹۰۰ میلیارد دلاری برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های اقتصادی جهان به منظورگسترش جهانی شدن باز تعریف شده(گلوبالیزاسیون شرقیEastern globalization) و توسعه بازارها رونمایی کرده‌است. طرحی که از آن به بزرگترین طرح سرمایه‌گذاری یاد میشود که تاکنون توسط یک کشور ارائه شده‌است.(بزرگتراز طرح جرج مارشال که موفقیت‌آمیزترین پروژه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بود، و به کشورهای اروپای غربی کمک کرد تا اقتصاد خود را پس از جنگ بازسازی کنند. )

🌍الزامات و ضرورت ج ا. ایران در اتعقاد قرار داد بلند مدت با چین :

جمهوری اسلامی ایران در حقیقت در مسیر ۴۰ساله مبارزه ایدئولوژیکی با الگوهای دوگانه آمریکایی و اسراییلی و تضاد منافع با دوکشور قرار گرفته و پس از فراز ونشیب های سیاسی ودربهترین حالت، این منازعه بلند مدت، منجر به کاهش موقتی تنش با امریکا گردید، انعقاد برجام و کور سوی امید تفاهم حقوقی اجمالی با امریکا و اروپا بود، لذا هنوز جوهر امضاهای دول۱+۵خشک نشده بود که ناگهان با روی کار آمدن دولت ترامپ همه چیز فروپاشید و با خروج آمریکا از برجام،این امید آخر نیز به یاس مبدل و در واقع ایران عملا ترغیب شد تا هرچه زودتر خودرا به اردوگاه شرق و الزاما چین که آرزوی امپراطوری جهانی را دارد برساند و شانس خودرا در جهانی آینده که در حال شیفت شدن است بار دیگر بیازماید،تا در صورت اضمحلال قدرت آمریکا از اولین و پر سابقه ترین کشورهایی باشد که در این اضمحلال هزینه داده ونیز نقش بی بدیل داشته و از انتفاع هژمونیک آینده چین بی بهره نباشد.( البته وقوع این رویداد خود الزامات فراوانی را می طلبد،لذا فعلا در حد آرمان و آرزو مطلوب است)
در همین راستا، مرکز پژوهش‌های مجلس مهرماه سال ۹۸ در ارائه گزارشی تحقیقی که درباره جاده ابریشم جدید و نقش چین در آینده اقتصاد جهان داشته،رسما به دولت ایران پیشنهاد میدهد تا در یک فرایند تاکتیکی مختصات سیاسی خودرا تغییر و در این پروژه، حضوری فعال داشته باشد تا از نظر ترانزیتی و سیاسی کشور از انزوا خارج شود،ضرورتی که در همه سطوح حاکمیت،اعم از رهبری،دولت و مجلس دنبال میشود..

🌍پیشینه ایده طرح قرارداد ۲۵ساله با چین:

ایده این سند همکاری در واقع، پنج سال پیش در دیدار شی‌جین پینگ، رئیس‌جمهوری خلق چین و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، کلید خورد؛ دقیقا در تهران و کمتر از دو هفته مانده به امضای برجام،در حالی که کشور بر سر میز مذاکره برجام نشسته بود.
رهبر انقلاب همواره با دید منفی به آینده برجام مینگریست،فلذا در واقع از همان زمان سیاست نگاه به شرق را در دستور کار قرار داده بود که به نوعی مبنای آینده پژوهی نزدیکی به چین را در سیاست خارجی دنبال میکرد.
آمریکا در سال ۹۷ از برجام خارج شد و تحریم‌ها علیه ایران شدت گرفت و دولت ترامپ خواهان حل کلی و جدی همه مناقشات ماهوی بین ایران و آمریکا شد نه صرفا هسته ای،بعبارتی درست فشار را بر نقطه حساس،سیاستهای منطقه ای ج.ا.ایران گذاشت(علاقه ایران به حمایت از فرصتها وعلایق ژئوپلیتیکی تشیع در منطقه و جهان )،امری که ایران،هرگز بر سر آن وجه المصالحه نخواهد کرد!
درادامه روند نگاه به شرق و بهمن ۹۷ اولین هیئت بلندپایه ایران به ریاست رئیس مجلس وقت، یعنی آقای علی لاریجانی با داشتن پیام رهبری به پکن سفر کرد و توانست با شخص شی‌جین‌پین ملاقات و درباره گسترش روابط و توافق‌‌های گذشته مذاکره کند.
سوم شهریور سال ۹۸ وزیر خارجه ایران در سومین سفر خود در همان سال به چین، پیگیر توافقی شد که چارچوب آن چهار سال پیش بین دو کشور امضا شده بود. ۱۰ ماه بعد پیش‌نویس نهایی توافق همکاری۲۵ساله بین دو کشور به تأیید هیئت دولت نیز رسید.

🌍الزامات حقوقی و مقبولیت قانونی قراردادهای بین المللی.

انعقاد قراردادهای بین المللی بلند مدتLong-term contract همواره یکی از بحث برانگیزترین عناصر تاریخی در سپهر سیاسی ایران بوده و دارای ابعاد روشن و تاریک میباشد، لذا قائده اساسی برای چنین قرار دادهایی،پشتوانه های حقوقی و قانونی در ارکان قدرت میباشد.
🌴بر اساس اصل ۷۷ قانون اساسی، “عهدنامه‌‌ها، مقاوله‌‌نامه‌‌ها، قراردادها و موافقت‌‌نامه‌‌های‌ بین‌‌المللی‌ باید به‌ تصویب‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ برسد.”
🌴براساس اصل ۱۲۵قانون اساسی امضای عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، موافقتنامه ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولتها و همچنین امضای پیمانهای مربوط به اتحادیه‌های بین المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رئیس جمهور یا نماینده قانونی او است.
🌴اصل پنجاه و هفت:
قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از:قوه مقننه ، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر وامامت امت برطبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.
🌴وظایف و اختیارات رهبر:
۱- تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
۲- نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام.
و……..
🌴اصل ۱۷۶ قانون اساسی که حدود و اختیارات شورای عالی امنیت ملی را بر اساس ماموریتهای محوله پس از تایید و امضای رهبرانقلاب مشخص و تعیین مینماید..
همانطور که ملاحظه میکنید،در انعقاد قراردادی بااین وسعت و سطح عملکردی سیاسی،اقتصادی،قانونا همه ارکان حاکمیت درگیر بوده و نقش خواهند داشت و این وسعت اختیارات،کمک خواهد کرد که مسئولیت عواقب آن متوجه همه اجزا و ارکان حاکمیت باشد و جوانب مثبت و منفی بودن آن همه ارکان حاکمیت را متاثرخواهد کرد..

🌍فرصتهای سیاسی و ژئوپلیتیکی برای ایران :

هرچند جزئیات این قرارداد بخاطر حواشی امنیتی و حقوقی برای دولتین چین و ایران، بطور علنی منتشر نشده،اما براساس یافته های کلی از متن منتشره از زبان برخی افراد ارکان حاکمیت،میتوان چنین نتیحه گرفت که انعقاد این قرارداد، میتواند دولت چین را بطور شگرفی در راستای اهداف برتری جویانه خود در منطقه غرب آسیا،اوراسیا و پهنه جغرافیایی جاده ابریشم و نیز تشکیل امپراطوری چینی کمک کند،اما در آنسوی معادله نیز در حقیقت میتواند ایران را از بن بست یک دهه ای تجارت و منع توسعه زیرساختها ناشی از تحریم خارج نماید، این نکته را نباید فراموش کرد که بعد از انقلاب شش برنامه توسعه در ایران تصویب شده است. میانگین انطباق رفتاری دولتها با این برنامه‌ها درارای تلورانس موفقیت بین ۳۵درصد الی ۵۲درصد بوده است!!. این بدان معناست که تعهد به برنامه‌ریزی در ایران ضعیف بوده و متاسفانه عدول از افقهای برنامه محور مرسوم میباشد.لذا فرصت تجربه حضور چین در اجرای برنامه های توسعه محور به مراتب بهتر از ساختار فشل و برنامه گریز دولتهای آینده خواهد بود،و توسعه در ایران دارای نظم خاصی خواهد داشت و قطعا منجر به ارتقای شاخصهای توسعه در بخشهای مهم اقتصادی خواهد شد..

🌍پیوستهای امنیتی و سیاسی قرارداد

پر واضح است که انتخاب چین برای حضور در یک برنامه توسعه ای ۲۵ ساله بدون یک پیوست امنیتی و سیاسی،یا حتی حضور نظامی در ایران، نخواهد بود و این پیوست امنیتی و سیاسی علی‌الاصول بر مبنای یک تحلیل و ارزیابی از روابط بین‌الملل زوجی بین چین و آمریکا، محاسبه و شکل می‌گیرد. همان الگویی که میتواند ایران را با توجه به علایق ایدئولوژیکی خود در منطقه،در حاشیه امنیت و خارج از دسترس زهر دار آمریکا قرار دهد.و چه بسا حق وتوی چین بعنوان اهرمی مثبت در سپهر سیاست بین الملل به نفع کشور بیانجامد.

🌍چالشهای پیش روی انعقاد قرارداد بلند مدت ایران با چین:

🌲چالش روانی :
مردم ایران همواره در صده گذشته زخمهای عمیقی از اینگونه قراردادهای کوتاه مدت و بلند مدت از سوی دول همسایه ونیز فرا منطقه ای،برداشته و به نظر میرسد حاکمیت،راه سختی در اقناع افکار عمومی در پذیرش انعقاد قرار داد بلند مدت با پکن داشته باشد.
🌲چالش حقوقی :
ساختار قدرت در ایران،چه اکنون و چه ماضی، به نحوی است که در اینگونه قراردادها که مسئولیت زاست، برخی از ارکان قدرت همواره شانه خالی کرده و به نوعی سعی میکنند،مسئولیت را بر گردن افراد،نهاد یا یکی از ارکان قدرت بیاندازند. و دقیقا این فرایند سنگین هر دیپلماتی را در فشار روانی حاصل از استرس مسئولیت مذاکرات قرار خواهد داد وچه بسا بزودی بعنوان خائن،بازداشت و اعمال قانون گردد. مثال بارز این اتفاق را میتوان در فرایند مذاکرات هسته ای ایران با غرب و امریکا که در چند دولت متوالی پیگیری شد دید،که بجای اتحاد و انسجام ملی، منجر به دوقطبی شدن مردم و به اصطلاح نخبگان سیاسی کشور شده است و هر صنف و گروهی،تفسیر به رای خودرا دارد!!
خاصیت قراردادهای بلند مدت این است که اساسا در تاریخ ثبت و ضبط خواهد شد و مشخص میشود که تمامیت ارکان حاکمیت یا مسببین اصلی، انعقاد قرارداد بلند مدت،اشتباه کرده اند یا خیر؟ نکته ای که فشار روانی آن را در بدنه ارکان قدرت حاکمیت نباید نادیده گرفت.
دومین چالش حقوقی ایران،در واقع متوجه رفتار پکن در پسا قرار داد است،هرچقدر هم در بندهای قرارداد با دقت و سختگیرانه عمل شود،بواسطه تفاوت سطح قدرت و اقتصاد دوکشور چین و ایران که کفه سنگینی را به سمت پکن میچرباند، ترس و چالش آینده بعد از اجرای قرارداد دور از انتظار نیست،که چه تضمینی وجـود دارد پکن در ۲۵سال آینده از مسیر تعهدات خود عدول نکند و یا بعبارتی خیانت ننماید؟ آیا تعریف پکن از قدرت و بازیگری جهانی در تمام مدت ۲۵سال برای ایران انتفاع محور میماند؟در واقع کدام پشتوانه محکم باعث میشود که تصور کنیم،چین با ماهیت استکباری سایر قدرتهای غربی فرق دارد؟چه تضمیتی وجود دارد که پکن متعهدانه متحدی استراتژیک برای ایران باشد؟و دهها پرسش انتزاعی دیگر
🌲چالش سیاسی :
ج.ا.ایران بیشترین فایده ای که از انعقاد این قرارداد خواهد برد،حمایتهای سیاسی در سطوح بین المللی از سوی خلق چین خواهد بود،اما باید توجه داشت که ایران تقریبا با همه کشورهای همسایه خود در منطقه در تعارض سیاسی بسر میبرد و همه کشورهای منطقه متحد استراتژیک آمریکا هستند، و این قرارگیری در وضعیت کمربند حایل بین منافع غرب و امریکا از یکسو و منافع پکن از سوی دیگر،میتواند ایران را که در جستجوی تعریف الگویی سیاسی متفاوت از دو الگوی موجود در منطقه(غرب و چین)است،دچار چالش کند..زیرا ایران نمیتواند همزمان متحدی استراتژیک برای چین باشد،در عین حال دشمنی جدی برای همسایه های خود،که اتفاقا علی رغم متحد آمریکا بودن،دارای تراز تجاری بالایی با چین نیز میباشند.
همچنین چین سومین شریک تجاری بزرگ اسرائیل در سطح جهان و بزرگترین شریک تجاری آن در آسیای شرقی است و پکن همواره از ثبات سیاسی و نبوغ دیپلماتیک اسرائیل قدردانی کرده و دولت یهود را یکی از ارکان منطقه ای برای تأمین نفوذ چین در خاورمیانه و کل جهان می‌داند.
ساست جمهوری اسلامی ایران بصورت ماهوی باسیاستهای نژادپرستانه اسراییل در منطقه در تعارض جدی قرار دارد و نمیتواند با سیاست نزدیکی چین با دولت اسراییل هماهنگ شود، فلذا ایران باید بطور جدی در انعقاد بلندمدت،چاره ای برای این تعارضات سیاسی و اقتصادی ترتیب دهد. و حل این چالش صرفا چندجانبه است و قطعا باید ارزشهای ایران در نظر گرفته شود نه صرفا با مدل چینی حل و فصل گردد.
🌲چالش اقتصادی:
اگر وزانت زیرساختها، اقتصاد، شاخص توسعه و تولید ناخالص ملی دو سوی معادله ایران و چین را بنگریم، نمیتوان ایران را با چین قیاس کرد، زیرا اقلا ۴دهه است که ایران تمام انرژی خودرا صرف درگیریهای تحمیلی منازعه با غرب کرده و هرگز فرصتی برای اصلاح اصولی زیرساختهای اقتصادی خود نداشته و منابع موثر احیای اقتصاد آن به تحلیل رفته و اکنون با زیرساختهای فرسوده در صنایع،معادن،نفت و کشاورزی مواجه است که بشدت نیاز به بروزآوری است و ازسویی با موج عظیم بیکاری وانحراف در تعریف عملی اشتغال و منفک از بازارهای جهانی صادرات و وارادات مواجه است. در حقیقت،هنوز دارای ساختار مندرس قدیمی در مدیریت منابع رو زمینی و زیر زمینی میباشد. لذا در این شرایط نابرابر اقتصادی،دست یابی چین در انعقاد این قرارداد میتواتد همانند اتوبانی یکطرفه باشد که با بهره گیری از منابع بکر این سرزمین و انتقال به چین،در ازای هرچند خدماتی زیر ساختی،به کشور،معادله تقریبا به حالت برد باخت،حل خواهد شد.
🌍نتیجه گیری :
با عنایت به مختصات فعلی سیاست و اقتصاد ایران،نزدیکی به چین، شاید یکی از راههای مطلوب برون رفت از بن بست حاکم بر کشور که ناشی از تحریمهای سه دهه ای آمریکا است،میباشد. لذا اگر بخواهیم همچنان از سیاست ارزشی امریکا ستیزی پیروی کنیم، بهترین گزینه، برقراری اتحاد استراتژیک اجباری با پکن بوده و ارزش امتحان شانس را دارد.
فلذا حاکمیت کشور عطف به تحلیلی که در نوشتار فوق رفت،به نظر میرسد راه دشواری را در دقت و درستی انعقاد قرارداد بلند مدت در پیش دارد. و علی رغم اینکه گریزی برای برون رفت از بن بست فعلی کشور ندارد،باید تمام همت دیپلماتهای کشور صرفا معطوف به عقد قراردادی باشد که نهایت منفعت در پرتو عزت ملی آید کشور شود، در غیر اینصورت،کلیه دستگاه حاکمیتی کشور در برابر تاریخ پاسخگو خواهند بود.. و این کار بسیار سختی است.
✍️صفرزاده -کارشناس سیاسی۹

کانال تلگرام جلال شرق
ثبت دیدگاه
نام شما
نشانی پست الکترونیکی شما
متن دیدگاه

دیدگاه ها

تا کنون دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است