سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۹
آخرین اخبار
17 جولای 2016 ، ساعت 16:04 1,707 بازدید چاپ این نوشته کد نوشته :18254

درگذشت غریبانه یک مرد بزرگ

جمشید ارجمند در گذشت. بی سر و صدا. نه غوغای عوام را برانگیخت و نه ستایش خواص را. مظلومانه رفت تا ما یک بار دیگر به خود آییم و بفهمیم که این همه سر و صدایی که برای درگذشت عباس کیارستمی به راه افتاده هیچ ربطی به فرهنگ دوستی ما ندارد. ما به طرز رقت آوری می خواهیم حضور داشته باشیم و دیده شویم و این دیده شدن حد و مرز ندارد.

به گزارش جلال شرق،هم می توانیم در سوگ عباس کیارستمی حرف بزنیم و شعر بخوانیم و هم می توانیم در حمله نابه هنگام به یک فوتبالیست فرانسوی حضور پررنگی داشته باشیم.فرهیختگی تقلبی ما اما آن جایی لو می رود که درباره بزرگمردی مثل جمشید ارجمند خفقان مرگ می گیریم. حتی خبرگزاری های ما از دو خط معرفی آن زنده یاد عاجز می مانند. یکی می نویسد جمشید ارجمند بازیگر سینما و تلویزیون درگذشت و یکی دیگر او را به استناد چند ترانه معدودی که سروده ترانه سرا معرفی می کند. اگر جمشید ارجمند یکی بود هم چون دیگر نویسندگان و پژوهشگرانی که در این سال ها به انزوایی خود خواسته تن داده اند می شد این عدم شناخت را به نوعی توجیه کرد اما مگر چند تن همانند او داشته ایم؟ چند تن داشته ایم که هم مترجمی طراز اول باشند، هم نثر فارسی را به خوبی بنویسند، هم منتقد فهیم سینما باشند و در حقیقت از نخستین منتقدان جدی سینما در کشور ما، هم طنز را خوب بشناسند و بنویسند، هم در تاریخ و باستان شناسی دستی داشته باشند و هم به کلی هنر دیگر آراسته باشند.
بله، جمشید ارجمند ترانه هم نوشته است و چنان خوب نوشته است که همان ترانه های اندک در شمار بهترین ترانه های تاریخ موسیقی معاصر ما به شمار می آیند اما خلاصه کردن آن مرد بزرگ در چند ترانه جفا به اوست و بیشتر جفا در حق نسلی است که نه چیزی از شان منتقدانه ارجمند می داند و نه اهمیت کاری را که او در حوزه طنز انجام داده می شناسد. نسلی که رسانه های رسمی تصویر مضحکی از منتقد را به او نشان داده اند و تصورش از طنز چیزی جز لودگی و دلقک مآبی نیست. جمشید ارجمند کارنامه ای دارد پربار. و با همه گستردگی های حوزه فعالیتش، دقیق و کم خطا. و نه مصداق همه دانِ هیچ مدان که مصداقِ تام و تمامِ جهانی است بنشسته در گوشه ای. مردی که حقیقتا خیلی بزرگ تر از زمین و زمانه ما بود. مردی که قدر و قیمتش را آن ها که باید می دانستند، دانستند اما آن ها نیز درست مثل جمشید ارجمند اهل تریبون و هیاهو نبودند. انتظار این که در زمانه هیاهوی بسیار برای هیچ،کسی به جمشید ارجمند اهمیت بدهد انتظار بیهوده ای است اما می توان این انتظار را از دوستان رسانه ای خودمان داشته باشیم که در کنار پرداختن به اخباری که می تواند به بازدید بیشتر و لایک و این حرف ها منجر شود کمی هم جدی تر به آن عزیز بپردازند و یادشان نرود که اگر اوضاع به همین منوال دامه پیدا کند دیر یا زود نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان./خبرآنلاین

کانال تلگرام جلال شرق
ثبت دیدگاه
نام شما
نشانی پست الکترونیکی شما
متن دیدگاه

دیدگاه ها

تا کنون دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است