شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین اخبار
۱۷ تیر ۱۳۹۸ ، ساعت ۱۸:۲۱ 30 بازدید چاپ این نوشته کد نوشته :52140
به مناسبت روز ادبیات کودک و نوجوان

راه طولانی ادبیات کودک برای رسیدن به بلوغ

حوزه ادبیات کودک و نوجوان یکی از حوزه های مهم در شکل دهی به علایق و سلایق نسل آینده است که برای رشد، نیاز به سرمایه گذاری و مداقه ای افزون تر از امروز دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جلال شرق به نقل از ایرنا ، یکی از حوزه‌های حائز اهمیت و البته کمتر مورد توجه واقع شده در باب افزایش سرانه مطالعه هر کشور حوزه کودک و نوجوان است؛ این حوزه از آن رو اهمیتی مضاعف دارد که به سان تربیت نسل آینده و شکل دهی سبک زندگی و روحیات بزرگسالان آینده است.

سرانه مطالعه که شاخصی برای سنجش میزان اهمیت و اعتبار مطالعه کتاب در کشورهاست به بیانی ساده میانگینی از میزان مطالعه مجموع افراد یک جامعه است؛ شاخص و میانگینی که متأسفانه سال هاست که در ایران همواره با نرخی نزولی مواجهه بوده است و از وضعیت خوبی برخوردار نیست.

پایین بودن سرانه مطالعه علاوه بر مشکلات و نارسایی های فکری و فرهنگی، بر تولیدات فرهنگی و کمیت و کیفیت آثار نویسندگان نیز اثر می‌گذارد و عرضه و تقاضا را در این حوزه کاهش می‌دهد؛ یکی از مهمترین حوزه‌هایی که به دلیل پایه‌ای و اساسی بودن اهمیت زیادی در بهبود این وضعیت دارد، تمرکز و کار در حوزه کودک و نوجوان است. مسأله‌ای که چند سالی است با تدوین تمهیداتی تلاش شده تا ارتقا یابد. یکی از این تمهیدات در نظر گرفتن یک روز در تقویم رسمی کشور با عنوان «روز ملی ادبیات کودک و نوجوانان» است.

چند سالی است که ۱۸ تیر سالروز درگذشت «مهدی آذریزدی»، نویسنده “قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب” به نام روز ادبیات کودکان و نوجوانان نامگذاری شده است؛ روزی که قرار است یادآور اهمیت سرمایه گذاری و کار فرهنگی برای این رده سنی باشد.

آذریزدی که او را پرتیراژترین نویسنده تاریخ ادبیات کودک و نوجوان ایران می‌دانند، در مجموع بیش از ۲۰ عنوان کتاب برای بچه‌ها نوشته است. آثاری از جمله “قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب”، “قصه‌های تازه از کتاب‌های کهن”، “گربه ناقلا”، “گربه تنبل”، “مثنوی” (برای بچه‌ها)، “مجموعه قصه‌های ساده” و تصحیح “مثنوی” مولوی (برای بزرگسالان) از او به یادگار مانده است.

چون پیشنهاد این روز در بهمن ماه ۱۳۸۹ توسط بنیاد مهدی آذریزدی در یزد مطرح شده بود تا نامگذاری این روز فرصتی باشد برای پرداختن به جایگاه آذریزدی در کشور در مقام یک نویسنده و بازنویس ادبیات کودک و نوجوان ایران، عملاً روز ادبیات کودک و نوجوان به روز بزرگداشت زنده یاد مهدی آذریزدی بدل شده است؛ فرصتی برای یادآوری اهمیت و جایگاه این رده سنی. در واقع این روز می‌تواند فرصتی مغتنم جهت آشنا کردن کودکان با کتاب و بهانه‌ای برای ورود کتاب به زندگانی کودکان باشد. تبدیل کتابخوانی به بخشی از سبک زندگی نسل جوان امروز و بزرگسالان آینده می‌تواند تضمینی بر بهبود شرایط و ارتقای فرهنگی جامعه و فرهیختگی نسل آینده در سال‌های پیش رو باشد؛ موضوعی حیاتی که نباید نسبت به اهمیت آن غافل بود.

نگاهی به ادبیات گذشته

دکتر «حسن انوشه» نویسنده، پژوهشگر تاریخ، زبان و ادبیات فارسی و سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه ادب فارسی در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا ضمن ابراز رضایت از وضعیت ادبیات کودک و نوجوان در زمان معاصر اعلام داشت: ما در گذشته ادبیات کودک داشته‌ایم؛ حتی گلستان و بوستان و کلیله و دمنه هم به نوعی ادبیات کودک بوده‌اند. مساله در اینجا این است که ما ادبیات کودک، در معنای امروزی را بسیار دیر شروع کرده‌ایم؛ به همین دلیل اگرچه در این سال‌ها کارهای خوبی در این حوزه انجام شده است اما هم در ادبیات منظوم و هم ادبیات منثور کودک مقداری عقب هستیم.

«در دوره‌های گذشته شاعرانی چون «ملک الشعرای بهار» «سید اشرف الدین گیلانی» و حتی «پروین اعتصامی» زمانی که شعر می‌گفتند، مقداری ادبیات کودک در معنای امروزین آن را ملحوظ نظر داشتند؛ یا کسانی چون «ایرج میرزا» و «غلامرضا رشیدیاسمی» در شعرهایشان مقداری عنایت به ادبیات کودک داشتند. مثلاً ایرج میرزا وقتی می‌سراید: «گویند مرا چو زاد مادر» … یا «داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ» … یا «به علی گفت مادرش روزی که بترس و کنار حوض مرو» … اینها ادبیات کودک است».

این پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی ادامه می‌دهد: ولی ادبیات کودک به صورت جدی در نسل بعد از این افراد (که پیشتر ذکرشان رفت) پیدا شد. کسانی مانند: «غلامحسین صادقی»، «صمد بهرنگی»، «بهرام بیضایی»، خانم «قدسی قاضی نور»، «مصطفی رحماندوست» و «هوشنگ مرادی کرمانی». اینها کسانی بودند که ادبیات کودک را جدی گرفتند و در این زمینه کار کردند. در نتیجه کار این افراد بود که ما امروز ادبیات کودکی خوبی داریم.

سیاست میدان بازی کودک و نوجوان نیست

سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه ادب فارسی در تفسیر اشتباهات صورت گرفته در حوزه ادبیات کودک و نوجوان تصریح کرد: البته در دوره‌ای به اشتباه تلاش داشتیم تا ادبیات کودک را سیاسی کنیم؛ به عنوان مثال «ماهی سیاه کوچولو» (اثر صمد بهرنگی) یک ادبیات کودک سیاسی است. این اشتباه است که ما جای اینکه به کودکان علم و تربیت بیاموزیم، وقتی هنوز اینها را نیاموخته اند، کودکان را وارد سیاست کنیم. البته این نقد فقط به بهرنگی وارد نیست، آدم‌های دیگری هم بودند؛ مثلاً یک آقایی بود در تبریز (اسمش را فراموش کرده‌ام که بعدها هم از ایران کوچ کرد و رفت) که کتاب‌های بسیاری برای کودکان می‌نوشت ولی همه سیاسی بودند؛ و این دسته از نویسندگان تلاش می‌کردند تا کودکان را سیاسی کنند. خوشبختانه این موضوع هم رفته رفت کمرنگ شد و کنار رفت.

«ما داریم به سمت خوبی در ادبیات کودک حرکت می‌کنیم. گرچه در ادبیاتمان «آنتوان دو سنت اگزوپری» نداریم که برای ما «شازده کوچولو» بنویسد؛ و دلیل این فقدان هم این است که ما تمرینی برای نوشتن ادبیات کودک برای امروز نداریم و البته سابقه آن را نداریم. شازده کوچولورا بخوانید، می‌بینید که چگونه به بچه‌ها فکر و اندیشه می‌دهند و به اینها کمک می‌کنند که بیاندیشند. ما هنوز به اینجا نرسیده‌ایم که یک ادبیات کودک مستقل از سیاست داشته باشیم».

نویسنده «دانشنامه ادب فارسی» و مترجم کتاب‌های «تاریخ غزنویان»، «ایران و تمدن ایرانی» و «تاریخ سیستان» در توضیح راه حلی برای بهبود ادبیات کودک و نوجوان خاطر نشان کرد: این مساله به هوشمندی نویسندگانی باز می‌گردد که برای کودکان قصه و شعر و … می‌نویسند؛ آنها باید به اندیشه مجهز باشند و به گونه‌ای بنویسند که آن کودک یا نوجوان تربیت شود یا به اندیشه واداشته شود؛ نباید دائم بنویسیم این بد است و این خوب است؛ باید شیوه تفکری را بیاموزیم که خود کودک و نوجوان تشخیص بدهد خوب چیست یا بد چه چیزی است.

«امروزه به ادبیات کودک توجه زیادی می‌شود و نویسندگان و ناشرانی هستند که فقط در حوزه ادبیات کودک کار می‌کنند؛ اینها تمرین و تکرار می‌خواهند؛ وقتی به داستان نویسی در سطح امروزمان رسیده‌ایم کی شروع کرده‌ایم؟ شاید در زمانی کمتر از صدسال پیش. در نتیجه زمانی حدود ۵۰ سال لازم است تا ادبیات کودک هم بتواند به این بلوغ برسد».

کانال تلگرام جلال شرق
ثبت دیدگاه
نام شما
نشانی پست الکترونیکی شما
متن دیدگاه

دیدگاه ها

تا کنون دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است