به گزارش جلال شرق ، ۶ بهمن گزارش مرگ زن جوانی در بیمارستان به‌علت شدت سوختگی به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. در تحقیقات صورت گرفته مشخص شد که زن جوان ۲۷ دی به بیمارستان منتقل شده اما تلاش کادر درمان برای نجات او بی‌فایده ماند و وی جان باخت.

در ادامه بررسی‌ها همسر این زن مدعی شد: چند سال قبل با سارا آشنا شدم و او را به عقد موقت خودم درآوردم قرار بود پس از سه سال زندگی باهم ازدواج کنیم اما به خاطر برخی مشکلات این اتفاق نیفتاد و سر همین ماجرا با هم اختلاف داشتیم. روز حادثه از محل کار به خانه بازگشتم و در مسیر باک بنزین موتور سیکلتم را پرکردم. همسرم سارا علاقه زیادی به بوی بنزین داشت به همین خاطر داخل یک ظرف کوچک بنزین ریختم و وقتی وارد خانه شدم کمی از بنزین را روی او پاشیدم و سپس ظرف بنزین را در اختیارش قرار دادم و با خنده گفتم این هم عطری که سفارش داده بودی. در حالی که ظرف بنزین دست همسرم بود سیگار روشن کردم که ناگهان همسرم آتش گرفت که بسرعت او را خاموش کردم و به کمک همسایه‌ها به بیمارستان رساندیم. همزمان با تحقیقات پلیسی خانواده زن جوان به دادسرای جنایی رفته و اظهار داشتند که دخترشان توسط همسرش به قتل رسیده است. با شنیدن اظهارات خانواده سارا، بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی تهران با مدارکی که در تحقیقات به‌دست آورد دستور بازداشت همسر موقت او را صادر کرد.

ادعای جدید شوهر

مرد جوان بلافاصله توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت بازداشت شد. اما این بار ادعای جدیدی مطرح کرد: ۴ سال قبل به‌عنوان پیک موتوری رستورانی در ونک کار می‌کردم. من برای یک شرکت غذا می‌بردم و سارا، کارمند این شرکت بود. در این رفت و آمدها با سارا آشنا شدم و بعد از مدتی او را به صیغه دوماهه خودم درآوردم و دوباره مدت صیغه را تمدید کردم. روحیه سارا اصلاً خوب نبود و چندین بار قصد داشت خودکشی کند که من سر بزنگاه رسیدم و مانع این کار شدم و سابقه بستری شدن در بیمارستان روانی هم داشت. ۷ ماه قبل خانه‌ای اجاره کردیم اما سارا با یک نفر دعوایش شد و به‌خاطر این دعوا به ۴ ماه زندان محکوم شد.

او ادامه داد: در واقع ما باهم سه ماه در آن خانه زندگی کردیم. سارا اصلاً حال خوبی نداشت و اعصابش بهم ریخته بود، مدام ایراد می‌گرفت. من برای انجام کاری به شهرستان رفته بودم که شب حادثه ۳۶ بار با من تماس گرفت و از من خواست به تهران برگردم. به تهران که آمدیم قهر بود اما درنهایت باهم آشتی کردیم و حتی او را سوار موتورم کردم و در شهر دور زدیم. تا نصف شب بیرون بودیم، سارا می‌خواست بیرون بمانیم اما چون صبح باید به محل کارم می‌رفتم به خانه برگشتیم. نیمه‌های شب از خواب بیدار شدم و دیدم خبری از سارا نیست. او را در کوچه دیدم. سارا ظرف بنزینی به‌دست داشت و آن را روی خودش ریخت و فندک را روشن کرد. خواستم او را خاموش کنم که دست‌های خودم هم سوخت.

با اظهارات جدید مرد جوان، بازپرس واحدی دستور انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت را صادر کرد. همچنین دستور داد پرونده پزشکی زن جوان را بررسی و دوربین‌های مداربسته محل حادثه را که آتش‌سوزی زن جوان را ضبط کرده بودند نیز بازبینی کنند.