شنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۹
آخرین اخبار
23 سپتامبر 2015 ، ساعت 15:25 1,019 بازدید چاپ این نوشته کد نوشته :3182
خاطرات اولین روز مدرسه از زبان حجت الاسلام دکتر محمد ساجدی ( امام جمعه استانه اشرفیه )

شغل مورد علاقه من بانکداری بود/زمانی که وارد حوزه هم شدم طلبگی را به عنوان یک شغل و صنف نمی دیدم

سرویس خبری جلال شرق در اولین روز بازگشایی مدارس با تنی چند از مسئولین استانی و شهرستانی در باره خاطرات اولین روز مدرسه از آنان پرسشی کرد که خواندن و شنیدن آن خالی از لطف نبود.

حجت الاسلام دکتر محمد ساجدی
من روز اول همراه یکی از بچه های همسایه مان که در کلاس بالا تر درمقطع ابتدایی و کلاس پنجم بود به همراه او به مدرسه رفتم یادم هست که مادرم مرا آماده کرد و از او خواست که من را با خودش به مدرسه ببرد .
تنها دوستی که در روز اول مدرسه داشتم دوستی بود که او کلاس دوم بود معمولا کلاس اولی ها زنگ تفریح کیف خود را برمی داشتند و با خود به حیاط می آوردند و من آن قدر اعتماد به نفسم بالا بود و با فضای مدرسه سازگاری داشتم که بر خلاف کلاس اولی ها این کار را نکردم و کیف خود را در کلاس گذاشتم و خودم رفتم به حیاط .

IMG_6026
معلم کلاس اول من یک خانمی بود وخیلی هم به من لطف داشت ولی متاسفانه اسمش یادم نیست ومعمولا در کلاس اول رو خوانی کتاب فارسی را یک نفر می خواند و بقیه دانش آموزان با آن تکرار می کردند و می خواندند اون یک نفرم من بودم .
معمولا روز هایی که معلم نمی آمد و کلاس تعطیل می شد برای ما خیلی شیرین بود .
من معلم های متعددی در راهنمایی و دبیرستان داشتم که به آن ها علاقه مند بودم ، معلمی داشتیم به نام آقای مداح و ایشان واقعا دروس ادبیات و فارسی را خوب درس می داد و غیر از تدریس خوب و موفق وی ، خودش به لحاظ ارتباط انسانی با دانش آموزان خیلی موفق بود و چندتا از خاطراتی که به ایشان دارم یکی آن است که در کلاس اول راهنمایی معلم گفت که چه کسی می تواند آیه الکرسی را حفظ کند و من داوطلب شدم و حفظ کردم و یک بیست به من دادند و آن آیه ی ای که در ماه رمضان با ندای شجریان در رادیوپخش می شود که در آخر کتاب دینی ما بود ، یک روز اعلام کرد که چه کسی می تواند این را به صورت قرائت بخواند و من اعلام آمادگی کردم و خواندم و خیلی جالب است که یک بار خوانده ام و بچه گفتند که دوباره دوباره و من بار دوم آن را تلاوت کردم و آن جا دوتا بیست به من داد و ایشان معلمی بود که هم در راهنمایی و هم در دبیرستان با ایشان کلاس داشتیم و وقتی در مقطع دبیرستان بودیم ایشان پرسید که چه کسی به جای انشا سخنرانی می کند که باز طبق معمول من داوطلب شدم و سخنرانی کردم و خیلی هم مورد تشویق ایشان قرار گرفتم و بعد این قضیه تکرار شد در نوبت های متعدد ی در زنگ انشا من سخنرانی کردم و این فکر می کنم تاثیر گزار ترین معلمی بود که مثل آقای شکیبا معلم جامع شناسی مان مثل آقای وطن دوست معلم تاریخ و جغرافیا و اجتماعی ما بود ولی آقای مداح فکر می کنم تاثیر گزار ترین معلم من بود و آقای قانعی که او هم از معلم های تاثیر گزار ما بود در دبیرستان که به رحمت خدا رفت .
من در دوران راهنمایی که فرم مشاوره به من می دادند و از جمله در مورد شغل مورد علاقه سوال می کردند من در آن می نوشتم بانکداری ولی به دلایلی منصرف شدم و تصمیم به طلبه شدن نداشتم و حتی زمانی که وارد حوزه هم شدم طلبگی را به عنوان یک شغل و صنف نمی دیدم ولی علاقه مند به تحصیل معارف اسلامی همیشه بودم و حتی در موقع دبیرستان تحصیلات حوزه را به طور فوق العاده در خارج از مدرسه آغاز کردم .

سید رسول اشرف ( رئیس اداره توزیع برق آستانه اشرفیه )

IMG_6017

من حدود سه سال به صورت مستمع آزاد مدرسه رفتم ما کفش نداشتیم بپوشیم یک چیزی داشتیم به اسم چاروق که پدرم یکی ازاین چاروق های لاستیکی قرمز رنگ برای من خریده بود و کت شلوار هم نداشتیم فقط یک پیراهن داشتیم و یکی از این شلوار های پیژامه ای و مدرسه ای هم نداشتیم و در یک مغازه ای در محل ما درس می خواندیم .

اولین معلم کلاس اول دبستان من آقای منوچهر بزرگی از روستای کیاسرای سیاهکل بود که هرگز از ذهنم خارج نمی شد .
من به شخصه همه ی درس هارا دوست داشته ام و دانش آموز درس خوانی بوده ام ولی آخرش هم به آن چیزی که خواستم نرسیدم . و همیشه دوست داشتم یک شغلی داشته باشم که به درد مردم بخورم .
من حدود پنج کنکور رشته تجربی امتحان دادم و آخرش نتوانستم پزشکی قبول شوم کنکور پنجم را ریاضی فیزیک امتحان دادم و به هر حال حالا خیلی هم راضی هستم و به عنوان ذکات علم من در خدمت مردم هستم و عاشقانه هم برای مردم خدمت می کنم .

 

سید ضیا علوی ( رئیس اداره آبفای شهرستان استانه اشرفیه )

IMG_6014

اولین روز مدرسه برای هرکس یک خاطره است اولین روز مدرسه روزی است که با اضطراب خاصی وارد مدرسه شدم و پیدا کردن دوستان جدید برای همه خاطره ی بسیار زیبا و به یاد ماندنی در طول زندگی شان است ، معلم کلاس دوم دبستانم خانم غلامی بیشتر در ذهنم از خاطراتش نقش بسته است .

خودم بیشتر به درس ریاضی علاقه داشتم و بیشترین نمره ی خود را در درس ریاضی آورده ام و رشته ی تحصیلی من هم ریاضی فیزیک بوده است .

سخت ترین دوره برای ما دانش آموزان آن دوره که تقارن با هفته دفاع مقدس داشت سپری کردیم دورانی بود که جنگ هم شروع شده بود و ما اولین معلم شهیدمان را در لاهیجان از دست دادیم ، شهید فریدون پارسی که یک غلغله ای در مدارس لاهیجان ایجاد شده بود که در آن زمان من دانش آموز راهنمایی بودم .

من به شخصه خودم دانش آموز زرنگی بودم و در عین حالی که زرنگ بودم ولی خیلی شرور و شیطان بودم   و خیلی زیاد هم دعوا می گرفتم که از آن یک خاطره در پای خود دارم که یک دانش آموزی مداد نوک تیزی را به طرف پای من نگه داشت و هنوز هم آن علامت   مداد روی کشاله ی ران من است . و از هیچ معلمی هم بر سر این موضوع کتک نخوردم به دلیل ویژگی های تحصیلی و استعداد با من مراعات می کردند .

دکتر منتصری (مدیرکل صنعت ، تجارت و معدن گیلان )

IMG_6012
وقتی در اولین روز وارد مدرسه شدم کلاس یک نبودم  مستمع آزاد بودم و همیشه به من می گفتند که میز آخر باید بنشینی و این همیشه یادم است و تا پایان سال میز آخر نشستم .
شیرین ترین دوران من دورانی است که در کلاس درس ، معلمی که انتظار دارد با طبع آدم سازگار باشد و درس بدهد مشاهده کند و خوش بختانه در کلاس سوم چنین معلمی داشتم به نام خانم خجسته و قبل از اینکه به درس بپردازد با بچه ها اخلاقی رفتار می کرد و این معلم در ذهن من نقش بسته و همین امر باعث شده بود که من در آن سال جهشی داشته باشم .
کلاس ادبیات ، شیرین ترین کلاس درس من بود. معلم شیمی در دوره دبیرستان به نام جهانی از معلم هایی است که از درس دادن وی در کلاس ،خاطرات خوبی دارم .
فرهاد دلدار ( رئیس اداره مسکن و شهرسازی آستانه اشرفیه )

هیچ خاطره ای از دوران ابتدایی ندارم ( بالبخند) اصلاً خاطره ای یادم نمیاد!؟

اسماعیل همایونی ( رئیس اداره آموزش و پرورش )

IMG_5932
اولین روز را با گریه وارد مدرسه شدیم ولی وقتی با بچه ها وارد مدرسه شدیم دیدم خیلی خوش می گذره علی الخصوص معلم کلاس اول ما هوشنگ شعبانی بود و همسرش هم خانم امینی که در کلاس چهارم تدریس می کرد و خاطرات خوبی را با آقای شعبانی داشتیم .
واقعیت امر این است که از درس علوم خیلی خوشم می آمد و در دبیرستان از درس عربی نفرت داشتم و در همان زمان از شغل معلمی خوشم می آمد و به معلمی علاقه مند بودم ولی فکر نمی کردم روزی معلم شوم
در دوران ابتدایی آقای شعبانی و در راهنمایی و دبیرستان از لحاظ اخلاقی به معلم ادبیات خیلی علاقه مند بودم و حالا هم هستم .

ابوذر رحیمی (رئیس شورای بخش مرکزی آستانه اشرفیه)

ابوذر رحیمی
اولین روز مادرم به زور ما را وارد مدرسه کرد زیرا خیلی از مدرسه می ترسیدم و وحشت داشتم و این ترس وحشت تا دوم ابتدایی هم ادامه داشت مثل مدارس الان نیست که معلم ها محبت دارند .
نام معلم کلاس اول اصلا یادم نیست ولی کلاس دوم خانم کریمی نامی بود که هنوز در ذهنم است .
واقعیت امر این است که خدا پیغمبری هیچکدام از درس ها و کتاب ها خوشم نمی آمد و هیچ علاقه ای هم نداشتم .
آقای لاهیجی که معلم اقتصاد بود خیلی به ایشان علاقه مند بودم .
کیف و قمقمه و لیوان آب در اولین روز مدرسه همراه من بود و بیشتردوست داشتم پفک بخورم .

کانال تلگرام جلال شرق
ثبت دیدگاه
نام شما
نشانی پست الکترونیکی شما
متن دیدگاه

دیدگاه ها

تا کنون دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است