دوشنبه, ۲۴ مرداد ۱۴۰۱
آخرین اخبار
5 اردیبهشت 1401 ، ساعت 17:58 388 بازدید چاپ این نوشته کد نوشته :70280

از موتور سواری نماینده تا اقدام تحسین برانگیز!!!

فضول باشی سد راه من شد گفت:آقا!!  اقدام تحسین برانگیز نماینده آستانه اشرفیه وبندرکیاشهر رو دیدی ؟

گفتم آقا بی خیال ،شما دوست دارید بین من و نماینده شکر آب کنید ،تازه شما می دونید که من به  حضرت ایشان خیلی هم ارادت دارم ،خب حالا این اقدام تحسین برانگیز ؟!چیه که این قدر آب و تاب میدی ؟

گفت: آها میتونی حدس بزنی ؟

گفتم حتماً  دستاورد ویژه ای از نطق های آتشین خود در مجلس داشت ؟

فضولباشی گفت نه!

گفتم دیدار صمیمانه ای با یکی از رجال داشته و یکی از مشکل شهرستان حل شده ؟

فضولباشی گفت نه !

گفتم حتما پل کابلی و عرشه ۴۰ روزه که قول داده بود به اتمام رسید؟

فضولباشی گفت نه !

گفتم  اسکله صیادی کیاشهر رو سرانجام به گردشگری تبدیل کرد؟

فضول باشی گفت نه!

گفتم به حول الهی ۱۰۰میلیاردی بافت فرسوده برای بازگشایی خیابان ۳۵ متری استقلال  واریز شد

فضول باشی گفت نه !

عصبانی شدم و گفتم پس چی ؟باید تا فردا هی برات بشمارم و بگم چه کار کرده و چه کار نکرده ،خب مرد حسابی  به من چی ؟ یک بار بگو اون اقدام تحسین برانگیز چه بوده ،راحتمون کن ،

فضول باشی گوشی خود رو جلو من آورد و عکس موتور سواری نماینده رو بهم نشون داد ،

گفتم خدا بیامرز ،زودتر میگفتی  این که  نماینده سوار موتور بشه و برای مشکل کشاورزان به حوزه خود سرکشی کنه ،کجا عیب داره بلکه واقعآ تحسین برانگیز هم است !؟

فضولباشی گفت :آها ، چقدر آی کیو ی تو پایینه ،آخه بعضی ها از مدیران شهرستان با ماشین دولتی هم که کارشون رسیدگی به مزارع است نمی رند و اگر هم برند ده ها عکس می گیرند و الی آخر که ما داریم خدمت می کنیم ؟

 

گفتم پس بگو دردت چیه ؟  فکر می کنم یک کم حافظه ات رو از دست دادی ؟

فضولباشی گفت:چطور؟

گفتم یادت نمیاد بعضی ها شلوار بالا می زدند و با موتور کشاورزی داشتند کار می کردند تا نشون بدند کشاورز زاده هستند البته با کت و شلوار در گل ولای گیر افتادند ،

 

گفت چرا ؟حتی بعضی ها  با کشاورزان در سر مزارع  نون پنیر آنها رو هم تقسیم می کردند!

 

گفتم خب   ندیدی بعضی ها سوار تاکسی یا سوار دوچرخه می شدند تا نشون بدند مردمی هستند ،

فضولباشی گفت: فراوان

 

گفتم : خب این کار نماینده هم از نوع جنس مردمی بودن و خاکی بودنش است ،

فضولباشی گفت ،احسنت ،میخواستم همین بهت بگم که اگر هوس کاسه داغ آش  کردی مواظب باش که داغ داغ نشی تا خودتو بسوزونی

گفتم آقا ما سرمون تو لاک خودمونه ،چه کار به دیگران داریم ،ما چه کاری به آش پزی دیگران داریم

 

گفت آفرین ،توصیه میکنم یکبار دیگر شعر عبید”  این نیز بگذرد ” رو خب مطالعه کنی تا بصیرت رفتار شناسی اجتماعی گرایانه ات در دایره سیاسی بازی های مردم گرایانه بیشتر بشه ؟

تازه متوجه شدم که  فضولباشی چقدر مسائل رو می فهمه ؟  و من  هنوز اندر خم یک کوچه بی بصیرت مانده ام ؟!

کانال تلگرام جلال شرق
ثبت دیدگاه
نام شما
نشانی پست الکترونیکی شما
متن دیدگاه

دیدگاه ها
  1. علی :

    یاداشت جالبی بود.
    احسنت بر نکته سنجی نگارنده.