جلال شرق، در روزهایی که صدای آژیر خطر هنوز در گوشهایمان طنینانداز است و زخم شهرها از حملات هوایی دشمن تازه مانده، یک پرسش بنیادین در افکار عمومی و محافل نُخبگانی تکرار میشود: چگونه دشمن به راحتی توانست از آسمان ایران عبور کند و امنیت ملی ایران را تا این اندازه به چالش بکشد؟ این پرسش، صرفاً یک دغدغه نظامی نیست؛ بلکه مسئلهای حیاتی برای تمامیت ارضی کشور است. چرا که امنیت هوایی، خط قرمز غیرقابلچشمپوشی هر ملت مستقل است.
مرور وقایع اخیر نشان میدهد که زیرساختهای پدافند هوایی کشور، اگرچه در سالهای گذشته پیشرفتهایی داشتهاند، اما در برابر حملهای سازمانیافته و فناورانه، با خلأها و چالشهایی جدّی روبهرو هستند. عبور پرندههای متخاصم از آسمان ایران، بیآنکه بهدرستی رهگیری یا متوقف شوند، نه صرفاً یک خطای فنی، بلکه نشانهای از نیاز فوری به بازنگری در راهبردهای دفاعی، هماهنگی اطلاعاتی و نیز دیپلماسی منطقهای است.
تقویت سامانههای پدافند لایهمند، بهروزرسانی ابزارهای کشف و انهدام، و یکپارچهسازی فرماندهی میان نهادهای نظامی و امنیتی، بخشی از اقدامات ضروری در این مسیر است. اما این کافی نیست. در دنیای امروز که جنگ تنها در میدان نبرد و با گلوله پیش نمیرود، قدرت حقوقی، سایبری و رسانهای نیز اجزای مهم بازدارندگی هستند. اگر دشمن از خاک یا آسمان کشور ثالث عبور کرده و ما پاسخ سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک درخوری ندهیم، نهتنها مشروعیت خود را تضعیف میکنیم، بلکه او را به تکرار تجاوز تشویق مینماییم.
در برابر دشمنی که با ابزارهای پیشرفته وارد میدان شده، نمیتوان با تجهیزات دیروز جنگید. سرمایهگذاری مؤثر در سامانههای اخلال الکترونیک، دفاع سایبری، پهپادهای گشتی و سامانههای کشف و هشدار سریع، باید به اولویت فوری نهادهای راهبردی کشور بدل شود.
مردم ایران، با تمام ایستادگی و همبستگیشان، شایسته آسمانی امن هستند. آسمانی که هر وجبش، سند استقلال و خط قرمز امنیت ملی ما باشد. اگر امروز در برابر نقض آن سکوت کنیم، فردا شاید دیگر فرصتی برای اعتراض باقی نماند.
حقوق بینالملل زمانی معنا دارد که پشت آن، قدرت بازدارنده و ارادهای قاطع ایستاده باشد. بدون این پشتوانه، حقوق تنها یک بیانیه اخلاقی بیاثر است؛ در برابر دشمنی که نه هشدارها را میفهمد، نه قطعنامهها را و نه قوانین بینالمللی را. در جهانی که منطقش را قدرت مینویسد، هر وجب از خاک و آسمان تنها تا جایی متعلق به ماست که بتوانیم از آن دفاع کنیم.
حمله اخیر دشمن و عبور بیپاسخ از آسمان کشور، زنگ خطری است که باید بدون تعارف و فراتر از غرور، با واقعیت شنیده شود. آسمان ایران نباید گذرگاه دشمن باشد؛ باید پایان پرواز او باشد. این اصل، نه در نطق فرماندهان و مقامات، بلکه در رادار، سامانه و دکمهی شلیک معنا پیدا میکند.
از سوی دیگر، اگر کشوری ثالث آسمان یا خاک خود را برای حمله به ایران در اختیار دشمن قرار میدهد، باید صراحتاً بداند که شریک تجاوز است و هزینه آن را خواهد پرداخت. در دوران پساجنگ، نرمش بیجا در برابر ناقضان حاکمیت، مقدمهی جنگ بعدی است.
مردمی که زیر باران موشک و بمباران هواپیماها و پهپادها ایستادند، حق دارند آرامش خود را نه از وعدهها، بلکه از صدای قاطع سامانههای پدافندی بشنوند. امروز، صلح صرفاً یک واژه نیست؛ صلح، فرزند قدرت است. اگر خواهان آرامش پایدار هستیم، باید آن را غیرقابل تهدید و قابل دفاع بسازیم.
رسول سعیدی زاده











دیدگاهتان را بنویسید