درحالی خزر قرار است پل دوستی و توسعه باشد که هنوز زبانی برای گفتن ندارد و در اجلاسیهای که همهچیز از تجارت و ترانزیت تا محیطزیست پنل دارد، رسانه جایی میان اولویتها پیدا نکرده و این یعنی بزرگترین ضعف ما نه در زیرساخت، بلکه در فهم قدرت روایت است و باید پذیرفت توسعه بیصدا، هرگز شنیده نمیشود.
به گزارش جلال شرق، ابراهیم افشاری در فارس طی یاد داشتی نوشت : استان گیلان در دهه سوم آبانماه، میزبان اجلاسیه بینالمللی استانداران استانهای ساحلی دریای خزر با شعار «خزر، پل دوستی و توسعه منطقهای» است. اجلاسیهای که هدف آن، تقویت همگرایی منطقهای در حوزههای اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، گردشگری، حملونقل، مالی و زیستمحیطی عنوان شده؛ این رویداد شامل چهار پنل تخصصی بررسی چالشها و چشمانداز توسعه همکاریهای تجاری، صنعتی، کشاورزی و گردشگری، توسعه همکاریهای ترانزیت، حملونقل و لجستیک، همکاریهای مالی، بانکی و گمرکی و توسعه همکاریهای پایدار زیستمحیطی، دریایی و شیلات است.
دعوت از نمایندگان برخی رسانههای بینالمللی، از جمله اسپوتنیک، العربی، فرانس ۲۴، در ظاهر نشانهای از نگاه بروننگر برگزارکنندگان است؛ اما جای تأسف دارد که در میان این همه پنل تخصصی، هیچ جایگاهی برای رسانه و ارتباطات در قالب یک پنل مستقل یا حتی نشست تخصصی در نظر گرفته نشده و این غیبت، بیش از یک نقص اجرایی و نشانهای از یک درک سطحی و غیرراهبردی از نقش رسانه در دیپلماسی و توسعه است.
در جهان امروز، رسانه صرفاً ابزار اطلاعرسانی نبوده؛ بلکه یکی از ارکان قدرت نرم، امنیت ملی و پیشران توسعه پایدار و البته حکمران است. بدون روایت رسانهای، هیچ دستاورد اقتصادی یا همکاری منطقهای نمیتواند به سرمایه اجتماعی تبدیل شود. تجربه نشان داده است که اجلاسهایی که فاقد طراحی ارتباطی هدفمند هستند، در بهترین حالت به تیتر یک روز ختم و در حافظه عمومی محو میشوند.متأسفانه، نهایت خلاقیت برگزارکنندگان بسیاری از رویدادهای بینالمللی ما، افزودن یک «پیوست رسانهای» در انتهای بروشور برنامه است که چند خبرنگار دعوت میشوند، چند تصویر رسمی گرفته و نهایتاً چند خبر کوتاه منتشر میشود.این نگاه سطحی، بازتابی از فقر سواد رسانهای در سطوح تصمیمگیر کشور است؛ جایی که رسانه نه بهعنوان شریک راهبردی توسعه، بلکه بهعنوان زینت مراسم دیده میشود. در حالیکه در جهان، رسانه در بالاترین سطوح رفتاری و تصمیمسازی اجلاسها حضور دارد.
در مجمع جهانی اقتصاد داووس، رسانهها نه ناظر، بلکه شریک گفتوگوهای کلان اقتصادیاند و حتی موضوع «اعتماد عمومی به رسانه» بهعنوان یکی از محورهای ثابت اجلاس مطرح است.برای مثال در نشستهای G20، پنلهای رسمی درباره «رسانه، شفافیت و حکمرانی جهانی» برگزار میشود یا در بریکس (BRICS)، از سال ۲۰۱۵ تاکنون، «مجمع رسانهای بریکس» با ابتکار چین یکی از نهادهای ثابت همکاری میان کشورهای عضو است و حتی در سازمان ملل متحد، ارتباطات عمومی در سطح دبیرکل مدیریت میشود، نه در سطح روابط عمومیهای اجرایی.و این یعنی بزرگترین خلأ ما نه در زیرساخت، بلکه در نگاه مدیریتی و فهم جایگاه رسانه در ساخت قدرت ملی و منطقهای است.خزر، اگر قرار است «پل دوستی و توسعه» باشد، نیازمند روایت است؛ روایتی که بتواند صدای همگرایی، همکاری و همفکری ملتهای حاشیه خزر را به گوش افکار عمومی منطقه و جهان برساند و مادامی که رسانه در طراحی چنین رویدادهایی جایگاه راهبردی نیابد، دستاوردهای اجلاسها در همان سالنهای کنفرانس باقی خواهد ماند و هیچگاه به گفتوگویی عمومی و ماندگار تبدیل نخواهد شد.
برای ارتقای سطح اثرگذاری چنین اجلاسهایی، ضروری است نگاه تازهای به نقش رسانه در ساختار تصمیمسازی و اجرای برنامهها شکل گیرد. در این مسیر، چند اقدام میتواند به عنوان گامهای عملی مدنظر قرار گیرد:نخست، ایجاد پنل تخصصی «رسانه و دیپلماسی عمومی» در ساختار اجلاسهای بینالمللی است تا نقش رسانه در پیشبرد همکاریهای منطقهای، جذب سرمایهگذاری و تقویت همگرایی فرهنگی مورد بررسی قرار گیرد.دوم، تشکیل دبیرخانه رسانهای دائمی خزر برای هماهنگی اطلاعرسانی میان استانها و کشورهای ساحلی و تولید محتوای چندزبانه که بتواند چهره واقعی همکاریهای منطقهای را بازتاب دهد.سوم، دعوت از مدیران رسانههای بینالمللی نه صرفاً در جایگاه خبرنگار، بلکه بهعنوان شریک گفتوگو و بازیگر فعال در سیاستگذاریهای منطقهای، همانگونه که در مدلهای موفقی چون بریکس و داووس دیده میشود.چهارم، برگزاری کارگاههای آموزشی سواد رسانهای برای مدیران ارشد اجرایی تا درک عمیقتری از تأثیر رسانه در دیپلماسی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شکل گیرد و در نهایت، ایجاد شبکه رسانهای خزر با مشارکت رسانههای ملی و محلی کشورهای عضو، تا ارتباط و همکاری رسانهای فراتر از ایام اجلاس تداوم پیدا کند.











دیدگاهتان را بنویسید