راز بازی قرن و عقابی که به درد خندید؛ حماسه‌ای که با «خونابه» امضاء شد! | جلال شرق
×

راز بازی قرن و عقابی که به درد خندید؛ حماسه‌ای که با «خونابه» امضاء شد!

  • کد نوشته: 103195
  • ۲۶ آبان ۱۴۰۴
  • ۰
  • ترکیبی از خون و آب، مقابل آمریکا به عشق، شور و شادی بدل شد. با همان زانوهایی که به ندرت خم می‌شدند اما وقتش که می‌رسید، بی‌اعتنا به تمام دردها، سختی‌ها و آسیب‌ها، اجازه نمی‌دادند کمرِ تیم ملی خم شود. بهترین تصویر از عابدزاده که هنوز هم محبوب دل‌ها است. به گزارش جلال شرق از […]

    راز بازی قرن و عقابی که به درد خندید؛ حماسه‌ای که با «خونابه» امضاء شد!
  • ترکیبی از خون و آب، مقابل آمریکا به عشق، شور و شادی بدل شد. با همان زانوهایی که به ندرت خم می‌شدند اما وقتش که می‌رسید، بی‌اعتنا به تمام دردها، سختی‌ها و آسیب‌ها، اجازه نمی‌دادند کمرِ تیم ملی خم شود. بهترین تصویر از عابدزاده که هنوز هم محبوب دل‌ها است.

    به گزارش جلال شرق از ایرنا، ضرب‌المثلی قدیمی است که می‌گوید: «ماه هیچوقت پشت ابر نمی‌ماند.» به این معنی که تمام اتفاقاتِ ریز و درشت در طبیعت، یک روز برملا می‌شود؛ حالا شاید آن اتفاق برای یک سال، ۱۰ سال و یا یک قرنِ پیش باشد.

    حدود ۲۷ سال قبل، تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی فرانسه شرکت کرد؛ آن‌هم بعد از یک صعود تاریخی و نمایشی خاطره‌انگیز مقابل استرالیا در ورزشگاه کریکت گراند ملبورن. کمتر کسی هست که آن عملکرد درخشان، آن نسل رویایی و آن بازیکنان بزرگ را از یاد برده باشد.

    راز بازی قرن با عقابی که به درد خندید؛ حماسه‌ای که با «خونابه» امضاء شد!
    خوشحالی عابدزاده، دقایقی بعد از بازی با استرالیا؛ حماسه‌ای که خودش ساخت و این شادی هم کوچکترین سهمش از آن صعودِ تاریخی بود.

    بخش اعظمی از بازیکنانی که در ملبورن حضور داشتند، راهی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه شدند. سردمدار تمامی آن‌ها کسی نبود جز احمدرضا عابدزاده. دروازه‌بانی که در ملبورن، از شکست پُلی برای پیروزی ساخت و آن لحظاتِ سراسر فشار را به شادی و شعف تبدیل کرد. لطفاً نگویید که آن مهارِ توپ با یک‌دست و آن سیوهای درخشان را فراموش کرده‌اید.

    حافظه‌ی تاریخ هرگز درخشش عابدزاده را از یاد نخواهد برد؛ او بود که در جهنم ملبورن، خونسردی خود را به طرزی اعجاب‌انگیز و مثال‌زدنی حفظ کرد، بازیکنان را به جلو فرا خواند و در آخر، پرچم سرزمین‌مان بر افراشته شد. آیا کسی بود که نخواهد عابدزاده را در جام جهانی ببیند؟ پاسخ، یک کلمه است : «هرگز».

    راز بازی قرن با عقابی که به درد خندید؛ حماسه‌ای که با «خونابه» امضاء شد!

    جام جهانی از راه رسید و با توجه به مصدمیتِ کهنه‌ی عابدزاده، مقابل یوگسلاوی و در نخستین بازی، نیما نکیسا درون دروازه ایستاد و در ترکیب اصلی قرار گرفت. تومیسلاو ایویچ، یکی از بزرگترین تئوریسین‌های تاریخ فوتبال که کمی قبل‌تر، جای خود را روی نیمکت تیم ملی به جلال طالبی داده بود، پیش‌بینی‌اش این بود : «تنها راهی که یوگسلاوی می‌تواند دروازه ایران را باز کند، ضربات ایستگاهی است که سینیشا میهایلوویچ با پای چپ می‌زند.»

    دقیقاً همین اتفاق هم رخ داد؛ بازیکنان تیم ملی پشت محوطه‌ی جریمه خطا کردند، میهایلوویچ پشت ضربه‌ی ایستگاهی ایستاد، نیما نکیسا دیوار دفاعی را خوب نَبست و در نهایت تور دروازه ایران به لرزه در آمد. از همان دقیقه، پیش‌بینی‌ها و تحلیل‌ها این بود که عابدزاده به هر طریقِ ممکن مقابل آمریکا درون دروازه می‌ایستد تا یک پیروزی تاریخی را همراه با هم جشن بگیریم.

    راز بازی قرن با عقابی که به درد خندید؛ حماسه‌ای که با «خونابه» امضاء شد!
    سینیشا میهایلوویچ اینگونه دروازه‌ی ایران را باز کرد تا توفیق اجباری نصیب عابدزاده شود و او برای بازی بعد مقابل آمریکا، با مصدومیت درون دروازه‌ی تیم ملی بایستد.

    اگر می‌گوییم ماه پشت ابر نمی‌ماند، دقیقاً می‌خواهیم به همین نکته اشاره کنیم. نکته‌ای که بعد از ۲۷ سال فاش شد و شرایط بغرنج عابدزاده، قبل از بازی با آمریکا را نمایان ساخت. جایی که مهدوی مهدوی‌کیا گفت: «یکی دو روز قبل از بازی با آمریکا، عابدزاده از من خواست به اتاقش بروم. حوله‌ای میان دندان‌هایش گذاشت و گفت با فشار زیاد، زانوی مرا خم کن. زانوی او خیلی خم نمی‌شد و دلیلش هم مصدومیت قدیمی‌اش بود. سپس از من خواست یک سرنگ بزرگ بیاورم. سوزن را درون زانویش کرد و کلی خونابه از آن خارج کرد. یکی دو روز بعد درون دروازه تیم ملی ایستاد و آن عملکرد درخشان را ارائه کرد.»

    بله؛ درست فهمیدید و درست فهمیدیم. عابدزاده سال‌ها با آسیب‌دیدگی درون دروازه ایستاد؛ گاهی با درد و گاهی هم به کمکِ مسَکن‌هایی که اجازه می‌دادند تا او حداقل برای دقایقی، مصدومیت کهنه‌ی خود را فراموش و فقط به دروازه‌بانی فکر کند.

    افشاگری مهدوی‌کیا بعد از ۲۷ سال، اتفاقی بود که برای او رخ داد و با چشمانی سراسر واهمه و ترس، به تماشای عقابی نشست که زانو نداشت، مصدوم بود اما خم به ابرو نمی‌آورد؛ چون می‌خواست در ورزشگاه ژرلاند لیون مقابل آمریکا بازی کند و پیام‌آور شادی باشد. این اتفاق امکان دارد برای بازیکنان دیگری هم رخ داده باشد؛ بازیکنانی شبیه به مهدوی‌کیا که زانوی عابدزاده را خم کرده و تماشاگرِ خروج خونابه بوده‌اند اما گویی که ماه‌ِ آن‌ها هنوز از پشت ابر بیرون نیامده است.

    راز بازی قرن با عقابی که به درد خندید؛ حماسه‌ای که با «خونابه» امضاء شد!
    نمایی از زانوی احمدرضا عابدزاده. ورم را می‌توان به وضوح در آن دید و به افشاگری مهدوی‌کیا رسید.

    تکمله‌ی تمام این خود تجویزی‌های عابدزاده، اثری ماندگار بود که او مقابل آمریکا خلق کرد؛ جایی که با یک دایو دیدنی، ضربه‌ی فرانکی هایدوک را از شش‌قدم مهار کرد تا دروازه ایران بسته بماند. آیا آن صحنه را به یاد دارید؟ اگر خوش‌سلیقگی وجود داشت، آن سیو عابدزاده تا سال‌ها به تیتراژ برنامه‌های پربیننده ورزشی بدل می‌شد اما افسوس که علاقه نداشتیم یا نمی‌خواستیم اسطوره بسازیم.

    آن‌ها که می‌خواهند نتیجه‌ی پشتکار را ببینند، بهتر است به خاطرات بازیکنان نسل ۹۸ و قبل‌تر از آن، درباره احمدرضا عابدزاده رجوع کنند. او خودِ خودِ اراده بود؛ با لقبِ ماندگارِ عقاب. شاید گاهی بال پرواز نداشت اما به آسمان می‌رفت و یک الگو برای تمام کلاغ‌های پر ادعا بود. همان‌هایی که به قول آرمناک پطروسیان- دروازه‌بان ارمنی و اسبق سپاهان- بهتر است بازی ایران و استرالیا را تماشا کنند و آنوقت درباره‌ی عابدزاده نظر بدهند و کامنت بگذارند.

    ترکیبی از خون و آب، مقابل آمریکا به عشق، شور و شادی بدل شد. با همان زانوهایی که به ندرت خم می‌شدند اما وقتش که می‌رسید، بی‌اعتنا به تمام دردها و آسیب‌ها، اجازه نمی‌دادند کمرِ تیم ملی خم شود. با همان خنده‌های جذاب و همیشگی؛ انگار نه انگار که حوله‌ای در دهان بوده و دردی حس شده است. بهترین تصویر از عقابی که هنوز هم محبوب دل‌ها است.

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *