چه خواهد شد؟ آرمادا مقابل پاندورا؛ ۴ سناریوی درگیری ایران و آمریکا | جلال شرق
×

چه خواهد شد؟ آرمادا مقابل پاندورا؛ ۴ سناریوی درگیری ایران و آمریکا

  • کد نوشته: 104387
  • ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
  • ۰
  • ترامپ در روزهای گذشته برای توصیف ناوگان‌های نیروی دریایی این کشور که به سمت منطقه اعزام شدند، از واژه آرمادا استفاده کرده است. آرمادا در زبان اسپانیایی به معنی ناوگان دریایی است و اشاره‌ای تاریخی به نیروی دریایی قدرتمند اسپانیا در قرن شانزدهم دارد. در مقابل اما جعبه پاندورا هم مثالی دیگر است که همیشه سیاستمداران جمهوری اسلامی، آمریکا و دیگر کشورهای منطقه نسبت به باز شدن آن هشدار دادند
    چه خواهد شد؟ آرمادا مقابل پاندورا؛ ۴ سناریوی درگیری ایران و آمریکا
  • با افزایش تنش میان ایران و آمریکا و اعزام گسترده تجهیزات و تسلیحات نظامی به منطقه، رسانه‌ها و کارشناسان حوزه‌هایی مانند سیاست خارجی، امنیت و امور نظامی به بررسی و ارائه سناریوهای ممکن پیش رو می‌پردازند.

    به گزارش جلال شرق به نقل ازفرارو، سناریوهایی که ارائه می‌شود بر تجربیات درگیری‌های پیشین، جنگ ۱۲ روزه، ناآرامی‌های دی‌ماه گذشته، تهدیدهای رئیس‌جمهور آمریکا، پاسخ‌های ایران و حجم بی‌سابقه تسلیحات و تجهیزات اعزامی به خاورمیانه استوار است. از چند روز قبل مشخص شد که آمریکایی‌ها در حال اعزام سامانه‌های پدافندی، هواپیماهای ترابری، جنگنده، آواکس، سوخت رسان، جنگ الکترونیک و بمب‌افکن به منطقه و استقرار آن در پایگاه‌های مختلف خود هستند. سپس با اعزام ناو هواپیمابر یو.اس.اس آبراهام لینکلن به منطقه عملیاتی سنتکام، این اخبار رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفت. بر اساس اخبار موجود، این ناو روز دوشنبه وارد منطقه شد و احتمالاً در دریای عرب استقرار دارد. شب گذشته ترامپ از اعزام یک ناوگان دیگر به سمت ایران خبر داد. ایران اعلام کرد که این بار هرگونه حمله را به عنوان جنگ تمام‌عیار تلقی می‌کند و پاسخش متفاوت از قبل است. خبر رسمی این است که اعزام تجهیزات به منطقه، به منظور برگزاری یک رزمایش مشترک و گسترده است.

    محاصره دریایی

    جدیدترین سناریویی که از سوی رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفته، محاصره دریایی ایران یا Naval blockade است. محاصره‌ای که با هدف جلوگیری از فروش نفت ایران صورت می‌گیرد و هدف آن افزایش فشار بر ایران بدون درگیری مستقیم در مرحله اول است. در این سناریو نیروی دریایی و هوایی آمریکا اجازه صادرات نفت ایران از تنگه هرمز را نخواهند داد و طرف مقابل در جایگاه واکنش به پاسخ‌های موشکی – پهپادی یا دریایی ایران می‌ایستد. مرور اخبار نشان می‌دهد که احتمالاً این گزینه ابتدا از سوی روزنامه اسرائیلی جروزالم‌ پست مورد توجه قرار گرفت و به رسانه‌ها راه پیدا کرد. این روزنامه به نقل از کارشناسان امنیتی نوشت: «گزینه محاصره ایران توسط آمریکا به عنوان جایگزینی جدی برای حمله نظامی مستقیم در حال ظهور است. تحلیلگران استدلال می‌کنند که محاصره دریایی یا اقدام نمادین محدود می‌تواند فشار بر تهران را افزایش دهد و در عین حال خطر یک درگیری منطقه‌ای گسترده را کاهش دهد.»

    جنگ ایران و آمریکا

    ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن یک ناو کلاس نیمیتز است

    پایگاه آمریکایی Energy Intelligence در تحلیل این سناریو نوشت: «همزمان با تقویت دارایی‌های دریایی و هوایی ایالات متحده در خاورمیانه، بازارهای نفت دوباره منتظر حملات نظامی ایالات متحده یا اسرائیل به ایران، محاصره احتمالی تانکرهای نفتی در منطقه و تلاش‌های مجدد برای دیپلماسی با تهران پس از سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات ضد دولتی هستند.» در قسمت دیگری از این گزارش آمده است: «دولت ترامپ که با دستگیری گستاخانه نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا در اوایل ژانویه و همچنین محاصره دریایی مداوم تانکرهای نفتی که وارد و خارج از آب‌های این کشور می‌شوند، جسورتر شده است، می‌تواند با تشدید تحریم‌ها و توقیف تانکرهای نفتی ایران، رویکرد مشابهی را در قبال ایران اتخاذ کند.»

    سایت تخصصی Defense Watch هم در تحلیلی دیگر آورد: «تحلیلگران، گزینه محاصره ایران توسط آمریکا را ابزاری می‌دانند که بین دیپلماسی و جنگ قرار دارد. محاصره دریایی می‌تواند صادرات نفت ایران، خطوط کشتیرانی یا دسترسی به مسیرهای دریایی کلیدی را هدف قرار دهد و بدون حملات جنبشی فوری، فشار اقتصادی و سیاسی اعمال کند. کارشناسان معتقدند که چنین اقدامی می‌تواند به عنوان یک اقدام برگشت‌پذیر و مشروط در نظر گرفته شود. این امر به واشنگتن در مذاکرات آینده اهرم فشار می‌دهد و در عین حال، به تهران و متحدان منطقه‌ای نیز نشانه‌ای از عزم و اراده می‌دهد.»

    حملات محدود به اهداف مشخص

    یکی دیگر از سناریوهایی که مورد توجه قرار می‌گیرد، حملات محدود آمریکاست. نِیت سوانسون، مدیر پروژه استراتژی ایران در شورای آتلانتیک و دیپلمات پیشین آمریکایی در مقاله‌ای که سایت این اندیشکده منتشر کرد، به تشریح چهار گزینه مقابل ترامپ پرداخت. او این گزینه‌ها را با توجه به وعده‌های ترامپ برای کمک به معترضین در ایران بررسی کرد.

    پایگاه العدید

    ایران پس از حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای، به پایگاه هوایی العدید در قطر حمله کرد

    به ادعای سوانسون، نخستین گزینه ترامپ، حملات نمادین به اهداف متعارف مانند سایت‌های هسته‌ای و موشکی ایران است. گزینه‌ای که به زعم نویسنده این مقاله، «تضمین می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند رئیس‌جمهور را به ترسیم خطوط قرمز و سپس نادیده گرفتن آنها متهم کند.» نویسنده مقاله، دومین گزینه پیش روی رئیس‌جمهور آمریکا را حمله نظامی و سایبری به اهداف امنیتی و نظامی کشورمان می‌داند. گزینه‌ای که به زعم او تاثیری بر اراده جمهوری اسلامی نمی‌گذارد. او سومین گزینه را اهداف اقتصادی می‌داند که می‌توانستند در جنگ ۱۲ روزه مورد هدف اسرائیل قرار بگیرند. سوانسون می‌گوید که پایانه‌های صادرات نفت ایران مانند جزیره خارک و تاسیسات گاز طبیعی می‌تواند در این فهرست باشد. اقدامی که خطرناک است و می‌تواند بر بازارهای انرژی اثر بگذارد اما برای کشوری با مختصات اقتصادی ایران، موثر است. او گزینه دیگر را ایجاد خلاء قدرت در ایران و آینده پس از آن را غیرقابل پیش‌بینی می‌داند.

    اشغال ترمینال نفتی خارک

    این گزینه توسط چند مرجع تحلیلی از جمله از سوی مایکل روبین، مقام سابق پنتاگون و پژوهشگر فعلی اندیشکده امریکن انترپرایز (AEI) مطرح شد. او پیشنهاد می‌کند که ترامپ برای اجتناب از گیر کردن در باتلاق جنگ و حضور نظامی در ایران، باید به سمت این ترمینال نفتی برود که ۹۰ درصد صادرات ایران از آن نقطه انجام می‌شود. روبین بر این نکته تاکید دارد که با توجه به وابستگی ایران به درآمد نفت، دولت ایران در پرداخت حقوق‌ها و هزینه‌ها با مشکل روبرو خواهد شد.

    محمدمنان رئیسی، نماینده قم در مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با تیتر «فروش نفت؛ یا همه با هم و یا هیچکس!» به موضوع خارک اشاره کرد. او نوشت: «طبق گزارش FDD، جزیره خارک به عنوان تنها مبدا صادرات نفت ایران، یکی از گزینه‌های محتمل برای حمله آمریکاست. سناریو بدبینانه آن است که ترامپ ابتدا بخواهد با اشغال جزیره خارک، مسیر فروش نفت ایران را ببندد! لذا ایران باید برای همه سناریوها (ازجمله سناریوهای بدبینانه) آماده باشد و در حوزه نفت نیز باید هر چه سریعتر، مبدا دوم فروش نفت ایران از طریق خط لوله گوره به جاسک فعال شود.»

    جنگ ایران و آمریکا

    جزیره خارک یا خارگ، یکی از نقاط استراتژیک خلیج فارس و ترمینال اصلی صادرات نفت ایران است

    او ادامه داد: «گرچه با وجود حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت ایران روی آب در نزدیکی چین، ایران توان فروش به چین تا یک ماه بعد از شروع جنگ را داراست اما باید با تاکید بر تسلط ایران بر تنگه هرمز، به وضوح این پیام به آمریکا و کشورهای منطقه صادر شود که درصورت تحقق چنین سناریویی، پاسخ ما محاسبه ناپذیر و نامتناسب خواهد بود! به این معنا که در جنگ آتی، زیرساخت انرژی خود را معادل زیرساخت انرژی کل منطقه می‌دانیم و با تاکید بر تنگه هرمز صراحتا هشدار دهیم که یا همه با هم نفت می‌فروشیم و یا هیچ‌کس نفت نمی‌فروشد!»

    اشاره او به گزارش اندیشکده دست راستی FDD (بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها) است که ۱۷ مهرماه سال گذشته منتشر شد و لیستی از اهداف نظامی، زیرساختی و هسته‌ای ایران را برای حمله به اسرائیل و آمریکا پیشنهاد می‌داد. اهدافی که برخی از آن‌ها در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران مورد هدف قرار گرفتند. یکی از اتفاقاتی که در جریان جنگ پیشین رخ نداد، حمله دشمن به زیرساخت‌های حیاتی ایران بود. در حال حاضر اندیشکده‌ها و رسانه‌ها به خصوص نهادهایی که به عنوان تشکیلات فکری ضدجمهوری اسلامی شناخته می‌شوند، موضوع حمله به زیرساخت‌ها را نیز روی میز گذاشتند و درباره آن‌ها تئوری‌پردازی می‌کنند.

    پهپاد

    ایران در حوزه نظامی طیف گسترده‌ای از پهپاد و موشک‌های بالستیک را در اختیار دارد

    فشار بر تهران و تمرکز بر خیابان

    در تحلیل‌های مختلف، گزینه‌ای تحت عنوان تحرکات غیرنظامی هم وجود دارد. مثلاً وال‌استریت ژورنال با اشاره به اعتراضاتی که دی‌ماه گذشته در ایران رخ داد، به موضوع وضعیت اقتصادی در ایران پرداخت و در بخش پایانی گزارش خود آورده که «برخی دستیاران ترامپ پیشنهاد داده‌اند که به جای حمله نظامی، از ابزارهایی مانند کمک به هماهنگی معترضان در فضای آنلاین یا اعمال تحریم‌های تازه علیه تهران استفاده شود.» اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه در حاشیه مجمع گفتگوهای داووس با اشاره به «تأثیر جدی فشار مالی آمریکا تا حد فروپاشی اقتصاد ایران در دسامبر گذشته» بر این موضوع تاکید کرد که این فشارها «بدون شلیک حتی یک گلوله باعث آمدن مردم ایران به خیابان‌ها شد.»

    سیاستمداران تندروی آمریکایی، برخی رسانه‌ها و اندیشکده‌ای این کشور به طور آشکار از «مسلح کردن معترضان» می‌گویند و می‌نویسند. آخرین نمونه آن‌ها، سناتور تد کروز بود که این خواسته را به صورتی علنی مطرح کرد و صحبت‌هایش در ایران واکنش‌برانگیز شد. اما تاکید بر این سناریو تنها محدود به تد کروز نیست. در گزارش اخیر وال‌استریت ژورنال، به نقل از یک استاد دانشگاه دانمارکی و کارشناس ایران آمده بود که تا این تسلیح اتفاق نیافتد، حملات محدود و هدفمند آمریکا به اهداف نظامی در ایران خالی از فایده است.

    اعتراضات 1404

    ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ بسیار ناآرام بود و بر اساس آمار رسمی چند هزار نفر در این بحران کشته شدند

    سناریوی بازگرداندن بحران به خیابان‌های ایران در حالی مطرح می‌شود که پیشنهاد حفظ فشار روانی بر تهران با توجه به حضور نظامی آمریکا هم در بعضی از این تحلیل‌ها و مقالات اندیشکده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. سوانسون در مقاله خود در شورای آتلانتیک، به این گزینه از زاویه حضور ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نگاه کرد و نوشت: «حضور ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در صحنه نبرد دو فایده دارد. اول اینکه به ایالات متحده اجازه می‌دهد تا راحت‌تر در برابر هرگونه تلافی‌جویی از سوی ایران دفاع کند و در نتیجه، اختیار بیشتری برای حمله فراهم می‌کند. همچنین یک مزیت روانی ایجاد می‌کند. ایران می‌داند که هر اقدامی که در پاسخ به اقدام ایالات متحده انجام دهد، می‌تواند با تشدید بیشتر تنش از سوی نیروهای آمریکایی مواجه شود. این پویایی احتمالاً ایران را از انجام هر کاری که بیش از حد تنش‌زا باشد، باز می‌دارد.»

    باز شدن جعبه پاندورا

    ترامپ در روزهای گذشته برای توصیف ناوگان‌های نیروی دریایی این کشور که به سمت منطقه اعزام شدند، از واژه آرمادا استفاده کرده است. آرمادا  در زبان اسپانیایی به معنی ناوگان دریایی است و اشاره‌ای تاریخی به نیروی دریایی قدرتمند اسپانیا در قرن شانزدهم دارد. اسپانیا سال ۱۵۸۸ برای حمله به انگلستان، نیروی دریایی عظیمی متشکل از ۱۳۰ کشتی تشکیل داده بود که به عنوان بزرگترین ناوگان دریایی جهان در آن زمان شناخته می‌شود. آرمادا امروز هم در ادبیات نظامی انگلیسی استفاده‌ای برای معرفی ناوگان عظیم و شکست‌ناپذیر دریایی دارد. برخی رسانه‌ها می‌گویند ترامپ با توجه به اعزام گسترده تجهیزات مختلف هوایی، زمینی و ناوگان‌های دریایی به منطقه، عبارت آرمادا را به کار می‌برد تا پیام‌هایی سیاسی مخابره کند.

    جنگ ایران و آمریکا

    نیروی دریایی اسپانیا هنوز با نام آرمادا شناخته می‌شود

    در مقابل اما جعبه پاندورا هم مثالی دیگر است که همیشه سیاستمداران جمهوری اسلامی، آمریکا و دیگر کشورهای منطقه نسبت به باز شدن آن هشدار دادند که اشاره‌ای به گسترده شدن جنگ در سطح منطقه و به جا ماندن خسارت‌هایی سنگین است. جعبه پاندورا هم به اسطوره‌ای یونانی و ظرفی اشاره دارد که تمام بلایا و بدی‌های جهان در آن قرار داده شده بود و وقتی صاحبش آن را باز کرد، محتویاتش به زمین آمد که تا آن زمان پلیدی نداشت. مقامات جمهوری اسلامی به صورت علنی و یا در مصاحبه به عنوان منابع آگاه بلندپایه در مصاحبه با رسانه‌های بین‌المللی به این موضوع اشاره کردند که «هرگونه حمله» را به عنوان حمله گسترده و اقدامی علیه موجودیت ایران برداشت می‌کنند و واکنشی گسترده نیز به آن نشان خواهند داد.

    مانور

    مقامات سیاسی و نظامی ایران می‌گویند که نیروهای مسلح در بالاترین سطح آمادگی و هوشیاری قرار دارند

    سناریوهای ایران برای اقدام متقابل علیه تجاوز احتمالی آمریکا به صورت دقیق در عرصه رسانه واکاوی نشده است. اما منابع خارجی معتقدند که بسته به سناریو و اهداف آمریکا، پاسخ ایران هم می‌تواند از حمله به ناوگان نیروی دریایی تا حملات موشکی و پهپادی به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه و فعال شدن نیروهای مقاومت را در بربگیرد. ضمن این که گفته می‌شود ایران هشدار داده است اسرائیل در حمله علیه ایران شرکت داشته باشد یا نه، سرزمین‌های اشغالی هم زیر آتش خواهند رفت.

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *