جلال شرق، در سیاست، گاهی آنچه دیده میشود، با آنچه مردم نیاز دارند، یکسان نیست. آسفالت یک جاده دیده میشود، اما بیکاری یک جوان کمتر به چشم میآید. افتتاح یک پروژه عمرانی خبرساز میشود، اما تعطیلی یک فرصت سرمایهگذاری، بیسروصدا از کنار افکار عمومی عبور میکند.
اکنون بیش از چهار سال از حضور نماینده مردم آستانه اشرفیه و بندر کیاشهر در مجلس شورای اسلامی میگذرد؛ نمایندهای که به واسطه عضویت در کمیسیون عمران، توانسته است اعتبارات مناسبی برای آسفالت راههای روستایی، تأمین قیر و اجرای پروژههایی مانند توسعه شبکه کابل خودنگهدار جذب کند. این اقدامات، بدون تردید قابل انکار نیست و هر نقد منصفانهای باید از همین نقطه آغاز شود.
اما سؤال اصلی اینجاست؛ آیا مأموریت یک نماینده مجلس به اجرای پروژههای عمرانی خلاصه میشود؟
امروز بزرگترین دغدغه مردم شهرستان، کیفیت آسفالت روستاها نیست؛ بلکه آینده فرزندانشان است. جوانی که پس از پایان تحصیلات، ناچار به مهاجرت میشود، با دیدن چند کیلومتر آسفالت یا نصب چند تیر برق، امیدی به آینده پیدا نمیکند. توسعه، زمانی معنا دارد که اقتصاد منطقه نیز جان بگیرد.
شهرستان آستانه اشرفیه و بندر کیاشهر از معدود مناطق گیلان است که هم ظرفیت کشاورزی دارد، هم گردشگری و مذهبی هم دسترسی مناسب به دریا. با این حال، پروژههایی همچون تعیین تکلیف طرح تفصیلی پارک ملی بوجاق، احیای اسکله صیادی کیاشهر و فعالسازی پارکموزه شیلات، راه اندازی صد هکتاری ماهیان خاویاری سالهاست در انتظار تصمیمهای مؤثر ماندهاند. اینها پروژههای معمولی نیستند؛ هر یک میتواند صدها فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند و اقتصاد منطقه را متحول سازد.
در حوزه صنعت نیز پرسشهای جدی مطرح است. سهم شهرستان از سرمایهگذاری صنعتی جدید چیست؟ چه تعداد واحد تولیدی با پیگیری نماینده ایجاد شده است؟ برای جلوگیری از مهاجرت جوانان چه برنامهای به نتیجه رسیده است؟ اگر پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود نداشته باشد، نمیتوان صرفاً با تکیه بر پروژههای عمرانی، از توسعه سخن گفت.
نکته قابل تأمل دیگر، افزایش نشستهای محلی، بازدیدهای روستایی و برگزاری «میزهای خدمت» روستایی است. ارتباط با مردم، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این ارتباط زمانی ارزشمند خواهد بود که به تصمیمهای بزرگ و گرهگشایی از مشکلات اساسی منجر شود، نه آنکه به مجموعهای از دیدارهای تبلیغاتی در فضای مجازی در آستانه انتخابات بعدی تبدیل شود.
مردم بهخوبی میدانند که بسیاری از موضوعات مطرحشده در میزهای خدمت، وظیفه ذاتی فرمانداریها، بخشداریها و دستگاههای اجرایی است. نماینده مجلس باید در جایگاه قانونگذار و ناظر، مسیر جذب سرمایه، رفع موانع تولید، توسعه گردشگری و افزایش اعتبارات ملی را هموار کند؛ نه اینکه نقش دستگاههای اجرایی را بر عهده بگیرد.
امروز جامعه بیش از گذشته عملکردها را با هم مقایسه میکند. دیگر دوران سیاستورزی مبتنی بر افتتاح پروژههای کوچک و انتشار تصاویر متعدد از دیدارهای مردمی رو به پایان است. افکار عمومی از خود میپرسد: سهم شهرستان از سرمایهگذاری ملی چه بوده است؟ چند فرصت شغلی پایدار ایجاد شده است؟ چه پروژه راهبردی از بنبست خارج شده است؟
پاسخ به این پرسشها، معیار واقعی موفقیت یک نماینده خواهد بود؛ نه تعداد جلسات، نه حجم تصاویر منتشرشده در فضای مجازی و نه تعداد بازدیدهای میدانی.
مردم آستانه اشرفیه و بندر کیاشهر، نمایندهای میخواهند که علاوه بر پیگیری عمران، افق توسعه را نیز ببیند؛ نمایندهای که بداند آسفالت، پایان راه نیست، بلکه آغاز راه توسعه است.
هنوز فرصت برای تغییر رویکرد وجود دارد. اگر اولویتها از اقدامات مقطعی به سمت حل مسائل بنیادین مانند اشتغال، سرمایهگذاری و گردشگری تغییر کند، این دوره نمایندگی میتواند به جای آنکه صرفاً با چند پروژه عمرانی در حافظه مردم بماند، به عنوان دورهای شناخته شود که مسیر توسعه پایدار شهرستان را هموار کرد.
این، مطالبهای سیاسی نیست؛ مطالبهای مردمی است.
یادداشت مدیر مسئول











دیدگاهتان را بنویسید