جلال شرق، سید سجاد میر زاده– «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رِضَا… اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ضَامِنَ الْغَرَامِ…»
از کربلا که برگشتم، فکر میکردم موکبها و سفرههای حسینی تا سال دیگر تمام شده است؛ اما در روستای ماشک تهرانچی، تازه فهمیدم که عشق به اهلبیت(ع)، فصل و ماه نمیشناسد…
امروز، آخرین روز ماه صفر بود؛ روزی که مراسم باشکوه «علم واچینی» در روستای ماشک تهرانچی، با حضور گسترده عزاداران و زائران شهادت امام رضا(ع) برگزار شد.
امسال، نیتی دیگر…
امسال اما، این مراسم کهن، رنگ و بوی دیگری داشت. مردم ماشک تهرانچی، این آیین عاشورایی خود را به نیت رهبر شهید و همه شهدای والامقام برگزار کردند. گویی عشق به اهلبیت(ع) با ارادت به شهدا در هم آمیخته بود و فضای روستا را معطر به عطر ایثار و مقاومت کرده بود…
ماشک تهرانچی کجاست؟
روستای ماشک تهرانچی، در بخش مرکزی و در فاصله حدود هفت کیلومتری شهرستان آستانهاشرفیه، در شرق استان گیلان واقع شده است. این روستا هر ساله در آخرین روز ماه صفر، میزبان یکی از باشکوهترین آیینهای مذهبی منطقه به نام «علم واچینی» است.
بقعه متبرکه آقا سیداحمد یمنی(ع)
بقعه متبرکه آقا سیداحمد یمنی(ع)، از نوادگان امام موسی کاظم(ع)، در قلب روستای ماشک تهرانچی قرار دارد. این بقعه شریف، هر ساله در آخرین روز ماه صفر، میزبان زائران بسیاری از نقاط مختلف استان گیلان و سراسر کشور است که برای حضور در مراسم علم واچینی به این روستا میآیند.
ارادت مردم به این امامزاده واجبالتعظیم، جلوه خاصی به این آیین کهن بخشیده است.
علم واچینی چیست؟
«علم واچینی»، یک واژه اصیل گیلکی است که به معنی «علم باز کردن» یا «علم جمع کردن» است. این آیین کهن با قدمتی بیش از ۲۰۰ سال، هر ساله در آخرین روز ماه صفر در روستای ماشک تهرانچی برگزار میشود و نقطه پایانی بر عزاداریهای محرم و صفر است.
این مراسم، میراثی گرانبهاست که از آبا و اجداد ما به ما رسیده و ما نیز وظیفه داریم آن را برای نسلهای آینده حفظ کنیم.
تکعلم در شب اول ماه محرم، با پارچه سبز بر روی یکی از ستونهای بقعه متبرکه «سید احمد یمنی(ع)» نصب میشود و در روز علم واچینی، این علم باز شده و پرچمهای سیاه و سبز جای آن را میگیرند. این حرکت نمادین، نشاندهنده آغاز و پایان یک دوره عزاداری و عشق به اهلبیت(ع) است.
ماشک؛ مهد کرنا و نغمههای کهن
ماشک تهرانچی، نهتنها مهد آیین علم واچینی، که مهد کرنا نیز هست. کرنا، این ساز کهن، سالهاست در این روستا نواخته میشود و نوای دلنشین آن در روز مراسم، با ذکر «یا حسین(ع)» عجین میشود و فضای روستا را معنویتر از همیشه میکند.
کرنازنان محلی که این هنر ناب را از آباء و اجداد خود به ارث بردهاند، امسال نیز در مراسم علم واچینی، با نوای کرنا و ذکر «یا حسین(ع)»، به عزاداران حال و هوایی دیگر بخشیدند.
از سحرگاه گرم مرداد تا غروب عاشقانه…
ساعت ۶ صبح، دیگهای بزرگ آب برای پخت برنج ناهار گذاشته شد. از همان ساعات اولیه بامداد، چراغهای مواکب روستا یکییکی روشن شد. در گرمای شب تابستان، خادمان با عرق جبین، مشغول آمادهسازی سفرههای نذری بودند.
با طلوع آفتاب، روستا جان تازهای گرفت. از هر کوچه، صدای صلوات و عطر غذای نذری به مشام میرسید. همه خانهها به موکب تبدیل شده بود؛ درِ هر خانه به روی زائران باز بود و هر خانواده، با وسع خود، سفرهای پهن کرده بود تا از مهمانان امام رضا(ع) پذیرایی کند.
هر کوچه که میروی…
هر کوچه که میروی، میتوانی عطر غذای نذری را از پشت درِ همه خانهها، همراه با ذکر صلوات، به مشام بشنوی.
اینجا، ماشک تهرانچی، در روز علم واچینی، تمام روستا یکپارچه مهمانخانه امام رضا(ع) میشود…
حضور هیئتهای علمدار از روستاها و شهرهای اطراف
امسال، علاوه بر حضور گسترده مردم ماشک تهرانچی، هیئتهای علمدار از روستاها و شهرهای اطراف نیز با علمها و کتلهای خود به این روستا آمده بودند.
هر هیئت، با سینهزنی و نوحهخوانی و علمهای برافراشته، فضای روستا را حسینیتر از همیشه کرده بود. این حضور پرشور، نشاندهنده ارادت عمیق مردم منطقه به خاندان عصمت و طهارت(ع) و پیوند قلبی آنها با این آیین کهن است.
جوانان محل؛ ستاد برگزاری و مواکب
امسال نیز مانند سالهای قبل، جوانان غیرتمند روستا، از چند روز قبل پای کار آمده بودند. با دستان خودشان، بنرها و داربستها را نصب کردند و در کنار ستاد همیشگی برگزاری، با شور و اشتیاقی وصفناشدنی به میدان آمدند.
در گوشه خیابان منتهی به حرم مطهر، موکب چای و شربت به همت همین جوانان برپا شده بود؛ سماورهای بزرگ در حال جوشیدن و خادمان جوان، با لبخند، از زائران امام رئوف(ع) پذیرایی میکردند. همچنین در نقاط مختلف، موکبهای دیگری برای پذیرایی از زائران برپا شده بود.
اینجا، جوانان روستا هر ساله ثابت میکنند که عشق به اهلبیت(ع) و خدمت به زائران، نه فقط کار پیران موکبدار کربلا، که وظیفه همه نسلهاست…
بازارچه کنار حرم؛ روزی حلال در سایه ارادت
در روز مراسم، روبهروی حرم مطهر، بازارچهای موقت برپا میشود. اینجا، شلوغی جمعیت، فرصتی میشود برای عدهای که با دسترنج خود، کسب روزی حلال میکنند.
از فروش پارچه و لباس گرفته تا کیف و صنایع دستی، همه در کنار هم، حال و هوای خاصی به این روز میدهند. اینجا، عشق به امام رضا(ع) و تلاش برای روزی حلال، در هم آمیخته است…
لحظه تحویل علم؛ وداع با محرم و صفر…
و اما اوج مراسم، پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر، بزرگترها و سادات محل، گرداگرد حرم مطهر، با علم بزرگ به حرکت درآمدند و یک بار آن را بر گرد بقعه متبرکه چرخاندند. این حرکت باشکوه، یادآور طواف عاشقان حضرت سیدالشهدا(ع) بود.
سپس، لحظهای که همه در انتظارش بودند فرا رسید.
پرچم سیاه عزاداری از فراز گنبد بقعه متبرکه «سید احمد یمنی(ع)» پایین آمد و پرچم سبز رضوی جای آن را گرفت.
این لحظه، وداعی بود با ماههای محرم و صفر و آغازی بود با نگاه امام رئوف(ع)…
اشکها جاری بود و دلها برای ضامن آهو میتپید…
آیین کهن «برنج بریدن»؛ خستگی کشاورزان در پیشگاه امام رئوف(ع)
امسال، مراسم علم واچینی با آیین کهن «برنج بریدن» نیز همراه شده بود.
این روزها، دوران درو و برداشت برنج است. کشاورزان ماشک تهرانچی، بعد از یک سال تلاش و رنج، حاصل دسترنج خود را با نیت برکت و شکرگزاری، تقدیم به امام رئوف(ع) میکنند و خستگی یک ساله خود را در این مراسم، با عشق به اهلبیت(ع) و در کنار عزاداران، به پایان میبرند.
این رسم دیرینه، که ریشه در باورهای کهن گیلانیان دارد، هر ساله با حضور گسترده مردم برگزار میشود و نشاندهنده پیوند عمیق آنها با فرهنگ عاشورایی و ارادت به خاندان عصمت و طهارت است.
ماشک تهرانچی؛ روستایی که بهشت موکبهاست…
امروز، ماشک تهرانچی فقط یک روستا نبود. امروز، این روستا یکپارچه خیمهگاه عشق بود.
از کودک تا بزرگسال، از زن تا مرد، همه در این آیین کهن سهیم بودند؛ همه با هم، یک خانواده بزرگ رضوی…
اینجا، بوی سیب گیلان با عطر حرم رضوی عجین شده بود…
گاهی واقعاً تعداد مهم نیست…
گاهی واقعاً تعداد مهم نیست. خوبی این برنامهها به اتحاد خانوادهها و مردمی بودن آن است؛ جایی که همه از هزینه شخصی خود هزینه میکنند و نسل به نسل یاد میگیرند که باید رزق و روزیشان را با نام اهلبیت(ع) گره بزنند تا برکت در مال و زندگیشان جاری باشد.
اینجا، در ماشک تهرانچی، کسی به فکر عدد و رقم نیست. هر خانواده، به اندازه وسع خود، سفرهای پهن میکند و با عشق، از زائران امام رئوف(ع) پذیرایی میکند.
این همان میراثی است که از پدران و مادران به ما رسیده و ما به فرزندانمان خواهیم سپرد…
و اما من، سید سجاد میرزاده…
امروز، من با دوربین و دفترچهام، در میان این همه عشق، مشغول ثبت لحظات بودم. از سحرگاه گرم مرداد تا غروب عاشقانه، هر لحظه، یک قاب ناب بود.
راستی، اگر دلتان برای کربلا تنگ شده، به ماشک تهرانچی بیایید…
اینجا، همان حس موکبهای اربعینی را خواهید دید؛ همان سفرههای گسترده، همان لبخندهای صمیمی، همان عشق ناب…
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رِضَا…»
«و إن شاء الله، عائدون…»
سید سجاد میرزاده
خبرنگار رسانه «جلال شرق»
گزارش از روز علم واچینی، روستای ماشک تهرانچی، آستانهاشرفیه























دیدگاهتان را بنویسید