سرویس گفتگو و اختصاصی جلال شرق ، به مناسبت روز پزشک در بیمارستان کوثر آستانهاشرفیه در خدمت پزشک جوانی بودیم که یکی از دو پزشک برگزیده شهرستان آستانهاشرفیه بود، بااینکه صبح در همایش برگزیدگآنجامعه پزشکی حضور داشت ولی بعد از اتمام همایش و بااطلاع رسانی به بیمارستان و بیماران چشمی، خود را به بیمارستان رساند و بعدازاینکه کارهای سرکشی خود را به بیماران انجام داد در اتاق معاینه چشمپزشکی بیمارستان کوثر مستقر شد و به ویزیت بیماران خودپرداخت.
ساعت ۱۵ عصر را نشان میداد حضور بیماران در جلوی درب وی، نشان از اعتماد مردم به وی بود بعدازاینکه به حضورش رفتم مرا دعوت به نشستن کرد ولی آز آنجایی که بیماران زیادی را باید بررسی و برای آنان نسخه مینوشت در خارج از اتاق معاینه منتظر شدم تا آخرین بیمارش را ببیند، جوانی باروی گشاده و حسن خلق، نشان از تعهد و میثاقی را بازگو میکرد که در زمان فارغالتحصیلی همراه با دیگر پزشکان همدورههای خود قسم یادکرده بود، در کنارش نشستم و به گرمی مرا پذیرفت و از وی خواستم که خودش را معرفی کند و اینچنین آغاز کرد:
من محمود رحیمی بشر هستم، ۴۳ سال سن دارم، دوران دبیرستان را در لاهیجان بودیم بعدازآن که پدرم که کارمند دولت بود به رشت انتقال یافت، با خانواده به رشت رفتیم و آنجا زندگی کردیم، دیپلم را در رشت گرفتم و از دانشگاه علوم پزشکی گیلان بهعنوان پزشک عمومی فارغالتحصیل شدم، تخصصم را مشترک در بیمارستان لبافی نژاد که جز شهید بهشتی تهران است و دانشگاه علوم پزشکی گیلان گرفتم، طرحم را که بهعنوان ضریب K است در آستانهاشرفیه مشغول به کار شدم ضمن اینکه من از سال ۸۴ استخدام دانشگاه گیلان هم هستم.، اولین فرزند خانوادهام و با پدر و مادرم یک خانواده ۵ نفره تشکیل میدهیم.

وقتی از وی سؤال کردم که شما بهعنوان یک پزشک جوان که در حوزهی چشمپزشکی کار میکنید در ارائه خدمت به مردم چه احساسی دارید؟ پاسخ داد:
واقعیتش ممکن است تعارفی باشد، ولی وضعیت بیمارستانهای استان و بیمارستانهای کشور همفکر میکنم به همین شکل است، ازنظر پرداختی اگر به همین شکل باشد اصلا پزشک کار نمیکند، یعنی صرفا فقط با نگاه و رضایت مردم است که داریم کار میکنیم وقتی با تأخیرهای یک ساله به ما حقوق میدهند یعنی عملا انگیزهی مالی پزشک در اینجا معنا ندارد، آنکسی که انگیزهی مالی دارد کار خودش را تعطیل میکند و میآید و میرود و ما وقتیکه میآییم انصافا از رضایت مردم انرژی میگیریم و این انرژی را من به آن اعتقاددارم و در زندگی آدم تأثیر میگذارد وبرمی گردد به آینده و حالا میتواند به شکل سلامتی خانواده باشد، احساس رضایتمندی باشد و راههای خوشبختی، به نظر من همین است.
از وی پرسیدیم مردم آستانه را چگونه دیدی آیا این احساس متقابل بین بیماران اینجا و شما برقرارشده است؟ گفت:
من با مردم آستانهاشرفیه آشنا نبودم دورادور شنیده بودم و خودم لاهیجانی هستم و خودم در سیاهکل کار میکردم و زمانی که آستانه آمدم در اینیک سال و نیم انصافاً همه به من محبت داشتند، خیلی محبت داشتند یعنی مردم اینجا آدم را تشویق میکنند که آدم کارش را ادامه دهد و الآن هم از مردم رضایت کامل دارم ولی از عدم برنامهریزی و اینکه حقوق پزشکان و کارکنان بیمارستانی را به رسمیت نمیشناسند خیلی شاکی هستم.

از وی سؤال کردم آقای دکتر! امروز روز پزشک است، بااینکه شما جز دو پزشک منتخب شهرستان شدید، بااینکه میتوانستید به خاطر حضور در رشت و تجلیل از پزشکان برگزیده به محل کار نیایید ولی وقتتان را گذاشتید این چه نقطهی احساسی است که باعث میشود در این موقع از روز، وقتتان را برای مردم بگذارید؟ وی ادامه داد:
واقعیت من کار خود را تعطیل کردم، درمانگاه من صبح و بعدازظهر بود، صبح دیروز به من از بیمارستان زنگ زدند و گفتند حتما باید در همایش تجلیل از پزشکان استان گیلان حضورداشته باشید و امروز هم دکتر بیات، رئیس بیمارستان دو بار برای من زنگ زد، صبح را تعطیل کردم و مریض داشتم، عصرم مریضهایی که دیدم مریضهای بعد از عمل من بود حالا هرکسی هم برای خودش یک هویتی را تعریف میکند و این تعریف از خودم که اسم خودم را رحیمی بشر گذاشتم تا این وظایف را انجام دهم و این وظیفهی من بود و هیچ منتی سر مردم ندارم و هرچند تشکر میکنند برای من یک پاداش بزرگ است ولی واقعا برای دل خودم میآیم.
بههرحال هرکسی از خودش تعریف کند آخر بد درآمده و من هم از خودم تعریف نمیکنم و فعلا قصد دارم که همینطور بمانم و تا ببینم که چه میشود.
از دکتر جوان پرسیدم آیا عضو هیئتعلمی هستی تا پزشکانی چون خودت را پرورش دهید او گفت:
واقعیتش خانوادهی ما سابقهی هیئتعلمی دارند، دختر عموی من هیئتعلمی دانشگاه گیلان است، یک پسرعمو در هیئتعلمی دانشگاه آزاد لاهیجان و پسرعموی دیگر در هیئتعلمی دانشگاه همدان، خودم هم خیلی به این قضیه علاقه دارم ولی متأسفانه شرایط را آنقدر سخت کردند طوری است که آدم حاضر است با کمتر کار بکند ولی در حال حاضر خیلی سخت است والان که میبینید عملاً حقوق اولیه پزشک را هم لحاظ نمیکنند.
وقتی از وی پرسیدم چه انتظاری از متولیان امور دارید اینچنین پاسخ داد:
بااینکه نماینده این شهرستان در گروه بهداشت بود خدماتی را برای این بیمارستان آورد و این خیلی خوب بود وقتی مقایسه میکنم ازلحاظ چشمپزشکی بااینکه با پست اینجا مخالفتهای گستردهای هم کردند دستگاه چشمی که اینجاست در استان اولی است انصافاً باید گفت که نمونهاش در امیرالمؤمنین وجود دارد و با لاهیجان قابلمقایسه نیست و لاهیجان مرکزی است که سانترال است ولی بسیاری از وسایل نسبت به آنجا ارجح است ما حتی تعیین لنزهای لاهیجان را اینجا انجام میدهیم و دستگاه سونوگرافی چشمی که اینجا است حتی در استان و امیرالمؤمنین نیست، این شانسی بود که بیمارستان به آن روی آورد.
از وی پرسیدم اگر به عقب برگردید بار دیگر چشمپزشکی را انتخاب میکنید گفت:
خود پزشکی را شاید انتخاب نکنم ولی چشمپزشکی را چرا و خیلی دوست داشتم.
از دکتر جوان چشمپزشکی سوال کردم آیا به دنبال تحقیق و پژوهش در بخش تخصصی خود هستید وی ادامه داد:
علاقه دارم که بیشتر روی شبکیه کارکنم و علاقه من نیز همین بود و در همین زمینه، مقالهای نوشتیم که در مجله بینا چاپشده و بازم کارهایی است که در نظر داریم که یک مقدار فراغ میخواهد و در حال حاضر دنبال ضریب k هستیم و انشاءالله دوست دارم که شروع بکنم.
انتهای پیام











دیدگاهتان را بنویسید