مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان در مراسم نکوداشت دکتر معین در آستانهاشرفیه گفت: دکتر معین همواره برای اهالی تحقیق یک الگوست
به گزارش جلال شرق ، دکتر فاضلی سخن خود را با آیه « حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیر» و شعری از خسرو شیرین نظامی در توحید باریتعالی اینچنین آغاز کرد :
تعالیالله یکی بیمثل و مانند/ که خوانندش خداوندان خداوند/ فلک بر پای دار و انجم افروز/ خرد را بی میانجی حکمتآموز/ جواهر بخش فکرتهای باریک/ بهروز آرنده شبهای تاریک
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان ضمن تقدیر از حضور دکتر محمدجعفر یاحقی در نکوداشت دکتر معین و با توصیف این عبارت که جویبار لحظهها را در آستانهاشرفیه جاری کردند از فرماندار این شهرستان که متن عمیقی را بیان کردند سپاس
و تشکر کرد.
دکتر فیروز فاضلی بابیان اینکه ما امروز همه جمع شدیم تا بگوییم هویت انسان زبان اوست درباره فرماندار این شهرستان در خصوص متن قرائتشده وی گفت: باافتخار به آقای دکتر یاحقی گفتیم که آقای حیدری مدیر پژوهشی دانشگاه گیلان بودند و خوشحالیم که چنین عزیزی سکان هدایت شهرستان را بر عهده دارد.
وی ضمن امتنان از دکتر مسعود اصفهانی رئیس بنیاد نخبگان گیلان از دکتر سرکار خانم مهین دخت معین که در تدوین برنامههای نکوداشت پدرش نقش دارند و این راه را تداوم میبخشند تشکر کر د
فاضلی پس از قرائت پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار کرد : وقتی من به برنوشته نگاه میکردم واژه چهل و ششمین بر روی آن نقش بسته است و همه ما که در اینجا نشستهایم وقتی به دور بر خود نگاه میکنیم میبینیم که گیلان به فرهیختگی مشهور است و در گیلان کسی نمیتواند حرفی بر گفتن داشته باشد ولی دستی بر قلم نبرده باشد
وی ادامه داد: کسی که امروز اجرای برنامه را بر عهدهدارند و شعر خواندند آقای دکتر مظاهر زمانی از شاعران و بزرگان گیلان هستند و نشان میدهد که سطح استان چگونه است
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی به دغدغه همهکسانی که مشغول تعلیم هستند اشاره کرد و افزود : یادم است استادان فرهیخته ما را که وقتی ما میخواستیم بعد از ۶ سال از پایاننامه دفاع کنیم میگفتند ۶ سال میخواهید دکترا بگیرید ؟ لذا در همان زمان اگر نگاه کنید همه بین ۶ تا ۸ سال دکترا خواندند ولی الآن دیگر شخص میگویید ۲ ساله دکترا گرفتم
وی تصریح کرد : واقعیت این است که علم برای عالم باید درونی شود لذا برای درونی شدن زمانبر است و نمیتوان گفت در اندک زمانی علم برای یک نفر درونی شده است .
وی با تصریح این عبارت که هرچقدر علم درونیتر شود پایاتر و پویاتر خواهد بود گفت: در مورد دکتر معین اینگونه بود جالب این است بسیاری از چیزهایی که ایشان در ادوار مختلف آموخته بود جز مقوله وجودیش شده بود.
دکتر فاضلی در ادامه بیان کرد : من درجایی خواندم که مرحوم دهخدا وقتی دکتر معین را میبیند متن عربی را به ایشان میدهد که آن را ترجمه کند و پس از مدتزمان تعیینشده نزد علامه دهخدا میبرد و جمله دهخدا جالب است که میگویید : این متن را خیلی خوب ترجمه کردی این ترجمه بهواسطه فقط تحصیل در دانشگاه به دست نیامده است و معین در پاسخ میگوید که من از پدربزرگم معین العلما عربی را آموختم
وی بابیان اینکه بسیاری از کسانی که در ادوار گذشته تحصیل میکردند بسیاری از درسها درجاهای دیگر میخواندند تأکید کرد : استاد راهنما انگشتی را نشان میداد و عمری را از دانشجو میستاند و شما باید ۴ الی ۵ سال عربی بخوانید تا از شما امتحان بگیرند .
فاضلی خاطرنشان کرد : نزدیک به نیمقرن از مرگ دکتر معین گذشته است اما این علم آنچنان برای دکتر معین درونی شده بود که آثارش هنوز باید بهعنوان پیشینه تحقیق از آن استفاده کرد.
وی با اذعان به این مطلب که نمیتوان نادیده گرفت در تحقیقاتی که درزمینهٔ مزدیسنا ، ریشهشناسی ، ایران باستان و یا درباره حافظ شیرینسخن میشود باید دکتر معین و آثار وی را دید
گفت: وقتی میخواهیم از کسی نقد کنیم باید مکان و زمان نویسنده را در نظر بگیریم و باید همه ما بپذیریم « الفضل لمتقدمی » فضل از آنکسی است که تقدم دارد.
وی با تصریح این جمله که دکتر معین همواره برای اهالی تحقیق یک الگوست تأکید کرد : یکی اینکه دکتر معین به ادبیات فارسی و یا ادبیات فارسی سره صرف ، نلغزید زیرا دکتر معین زبان را هم مانند جویبار میدید زبانهایی که حرکت میکند و هست
دکتر فاضلی در ادامه گفت: دکتر معین با عینک جانبدارانه تحقیق نکرد خود مبنای تحقیق ، او را به حرکت درآورد و مبنای تحقیق عملاً آمیختهای از زبان سره ، زبان متداول ، زبانی که عربی در آنجا گرفته بود در آثار معین میتوان بینیم .
وی اظهار امیدواری کرد که بنیاد دکتر معین بتواند به سرانجامی برسد اظهار کرد : به همهکسانی که میتوانند به ما کمک کنند دست دراز می کنم
دکتر فاضلی پایان سخن خود را با شعری از فروغ فرخزاد به پایان برد.
آری آغاز دوست داشتن است/ گرچه پایان راه ناپیداست/ من به پایان دگر نیندیشم/ که همین دوست داشتن زیباست
دانی از زندگی چه میخواهم/ من تو باشم ، تو … پای تا سر تو/ زندگی گر هزارباره بود بار دیگر تو ، بار دیگر تو











دیدگاهتان را بنویسید