جلال شرق؛ تا پیش از سوم فوریه ۲۰۲۰ و آغاز رقابتهای درونحزبی دموکراتها، در سایه نظرسازیهایِ رسانههای آمریکایی که با عنوان نظرسنجی و بهقصد راه انداختن پروپاگاندای خبری به نفع نامزدهای محافظهکارِ حزب دموکرات پیاپی منتشر میشد، در ظاهرِ امر به نظر میرسید، برنی سندرز نماینده ساختارشکن و سوسیالدموکراتِ آمریکایی، شانسی برای پیروزی در انتخابات مقدماتی نداشته باشد اما اکنون رقابتهای درونحزبی به نحو دیگری پیش میرود.
? سندرز در این انتخابات برای تأمین مالیِ کمپین انتخاباتیاش از حمایت هیچ سوپرپک یا ابرکمیته انتخاباتیبهرهمند نیست و اساساً شعار سیاسی او خنثی کردن تأثیر پولهای سرمایهداران در عرصه سیاست و مبارزه با هدایت افکار عمومی از طریق رسانههای خریداریشده توسط کلانسرمایهداران است.
? اما در سوی دیگر، جناح محافظهکار حزب دموکرات به پشتوانه ی سوپرپک ها و سرمایهدارانِ حامیشان بهطور یک پارچه در رسانهها و نیز دیگر نامزدهای حزب در مناظرههای تلویزیونی بهطور همصدا علیه سندرز بپا خاسته و به تولید محتوا برای پروژه «سندرز هراسی» و تخریب او و کمپینش در افکار عمومی مشغولند. این ماجرا حتی تا آنجا پیش رفت که در یکی از مناظرات تلویزیونی، سخنان سندرز در تحسین پیشرفتهای نظام خدمات درمانی کوبا را (که از سوی باراک اوباما از جناح محافظهکار این حزب نیز مسبوق به سابقه بود) با برچسبهای مغالطهآمیز، نظیر تحسینِ رژیم سرکوبگر مارکسیستی کوبا تحریف کرده و سندرز را کمونیست خطاب کردند.
? فارغ از نقش تبلیغات رسانهای در یکی از کارناوالیزهترین و مارکتیزهترین رقابت های انتخاباتی دنیا، تحلیلگران و سوپردلیگیت های دموکرات با توجه به چالش های جدی سندرز با لابیهای یهودی و ابرسرمایهداران، بهشدت مایلاند تا در نشست کمیته ملی دموکراتها در نیمه دوم خرداد سال ۱۳۹۹ حتی در صورت برتریِ برنی سندرز در افکار عمومی بدنه حزب دموکرات، شخص دیگری را بهعنوان نامزد این حزب معرفی کنند. تحلیلگر MSNBC پس از انتخابات نوادا گفته بود بهتر نیست میانهروها [علیرغم قهر هواداران برنی سندرز در رقابت نهاییِ نامزد منتخب این حزب با ترامپ در نوامبر ۲۰۲۰ و شکست در برابر او] چهار سال دیگر ترامپ را در کاخ سفید تحمل کنند تا اینکه بگذارند سندرز هویت حزب دموکرات را تغییر دهد؟
? در مناظره نوادا، بهجز سندرز، تمامی نامزدهای حزب دموکرات اعلام کردند که کمیته ملی دموکراتها نباید شخصی را که بیشترین دلیگیت مردمی را بهدست آورده بهعنوان نامزد نهایی حزب معرفی کند بلکه سوپردلیگیتهای این حزب که دارای اختیاری ۱۶ درصدی در نشست کمیته ملی دموکراتها هستند باید کاندیدای دیگری را برگزینند.
? علیرغم همه موارد فوق، عدم تمکین سوپردلیگیتها از آرای مردمی، ریزش تقریباً نیمی از حامیان این حزب را به دنبال خواهد داشت و بعید به نظر میرسد که جناح میانه حزب این چنین عریان در برابر سندرز و حامیان او که تقریباً ۴۵ درصد از بدنه حزب دموکرات را تشکیل میدهند صفآرایی کنند؛ اما عدم حمایت رسانهای و مالی یک پارچه از او در صورت انتخاب بهعنوان نامزد نهایی در مقابل ترامپ، توسط بدنه متمایل به محافظهکاران دموکرات دور از ذهن نیست.
? در ایران اما حمایت فعالان مدنی از کمپین سندرز، بهعنوان طیفی که در خط مقدم تلاش برای صلح و مبارزه برای دستیابی به دموکراسی در این کشورند، علاوه بر این که پیامی مهم از بخشی فرای حاکمیت در کشوری صادر میکند که بدون اغراق نقش بسزایی در جناحبندیها و سیاست خارجی ایالات متحده دارد، دروغهای رسانهها و تبلیغات طیف تندروی آمریکایی و شبه کارشناسان آنها را مبنی بر همراهی اپوزیسیون حکومت ایران با کمپین فشار حداکثری آمریکا و رضایت از تحریمهای ناعادلانه و رفتارهای خصمانه دولت ترامپ با ایران، برملا میکند و تأثیر بسزایی بر دل گرمی آمریکاییهای ایرانیتباری که در خدمت نئوکان ها نیستند، برای فعالیت و همراهی با برنی سندرز خواهد داشت. طبعاً مخالفت قاطبه ایرانی-آمریکاییها در کنار جامعه مدنی ایران با سیاست کنونی ایالات متحده در مقابل ایران و حمایت از سیاست های خاورمیانهای سندرز، میتواند بر نگرش طیفی که بهواقع و نه برای منافع شخصی طالب صلح و دموکراسی در ایراناند مؤثر باشد.
? از سوی دیگر سکوت نکردن و مستحیل نشدن در بلوای رسانهای این روزها و بلند کردن صدایی فارغ از دو قطبی (براندازی-تداوم وضع موجود) که با تبلیغات شدید رسانهای غرب در جریان است، هویتی مستقل و مصلح از سوی جامعه مدنی ایران را احیا میکند که ماندن در کنار مردم را با حفظ دغدغههای ملی تضمین میکند بی آنکه هزینهای سیاسی در داخل به فعالان این کمپین فراملی تحمیل شود.
✍✍جواد سلیمانی












دیدگاهتان را بنویسید