وقتی نرود میخ آهنین در سنگ، چه باید کرد؟ | جلال شرق
×

وقتی نرود میخ آهنین در سنگ، چه باید کرد؟

  • کد نوشته: 60920
  • ۱۶ خرداد ۱۳۹۹
  • ۰
  • جلال شرق ؛ بنده اعتقاد دارم که فحش یکی از موهبت های الهی است. خیلی وقت ها خود من از این موهبت نهایت بهره را برده ام. و چه کسی آن را حرام نموده است؟ مَن حَرَم الله زینتَ الَتی اَخرَج لِعِبادَه… البته که این موهبت اولین مرحله کار نیست. البته در این مورد بین […]

    وقتی نرود میخ آهنین در سنگ، چه باید کرد؟
  • جلال شرق ؛ بنده اعتقاد دارم که فحش یکی از موهبت های الهی است. خیلی وقت ها خود من از این موهبت نهایت بهره را برده ام. و چه کسی آن را حرام نموده است؟ مَن حَرَم الله زینتَ الَتی اَخرَج لِعِبادَه…
    البته که این موهبت اولین مرحله کار نیست. البته در این مورد بین فقها بحث بسیار است.ولی قول معروف آن است که می گویند مرحله اول امر به معروف است. لیکن اگر افاقه نکرد تذکر و نهی است. بازهم اگر واقف نشد تشر رفتن و خبر کردن ۱۱۰، و در آخر فحش است که باید بدهید دمش. خب وقتی نرود میخ آهنین در سنگ، چه باید کرد؟ باید فحش داد دیگر. اینگونه قلب انسان هم تسکین می یابد. انسان به سکنه می رسد.
    از خودم مثال بزنم. حدود دو سال اینترنت خانگی ما دچار مشکل بود. هرچه زنگ می زدم و تمنا و استدعا و التماس می کردم که یک سَروری را بفرستید که سر خر را پایین بیندازند و بیاید چراغ وای فای مارا تصلیح بفرماید فایده ای نداشت. طرف می آمد ولی دست از پا درازتر برمی گشت. این بود که چند روز پیش به مخابرات زنگ زدم و دادم دمش. خدا شاهد است به جای یک نفر چند نفر را به محل کار گسیل داشتند و آنقدر آمدند که چراغ وای فای از نورافکن های شهرداری هم روشن تر شد.
    ولی باهمه این حرف ها من نمی توانم قبول کنم که یک عده، مثل شعبان بی مخ که جیپش را برداشت و هی به در خانه ی مصدق زد و آن بلاها را سر مصدق بیچاره درآورد، به پی وی این و آن بروند و همین جور الکی و از سر بیکاری و شکم سیری فحش بدهند….
    نمیدانم ما کی قرار است بزرگ شویم. صادقانه من که خودم کلی فحش بلدم گاهی ازاین وضع خسته می شوم. خب آقاجان هرسخن جایی و هرنکته مکانی دارد.( گرچه مکان هم آنقدر گران شده است که دیگر نکته هم مکانی ندارد…)
    خود بنده بسیار در طول روز فحش می خورم. به خصوص در خرداد که وقت نمره دادن است. بین معلم ها یک قاعده هست که میگویند یک معلم باید فحش خورش بالا باشد. خاصه فحش های ک دار و خ دار. و بدی اش این است که بنده گوش های تیزی هم دارم. یعنی اگر دانش اموزی در دستشویی مدرسه باشد، صدای ملیح سیفون هم بیاید و به حقیر فحش بدهد، از بختم صدای سیفون را نمی شنوم ولی فحش هایش را می شنوم.
    ولی باهمه این توضیحات بازهم این حجم فحش را در فضای مجازی برنمی تابم.
    می گویند آیت الله طاهری را یک بار به ورزشگاه می برند. خطایی روی بازیکنی رخ می دهد و اسباب دلخوری هواداران از داور….
    هواداران محترم هم یک صدا و یک دل و از عمق جان می گویند:
    شیر سماور بعله بعله
    آیت الله طاهری به همراهشان می گویند: آقاجان مردم چی می گند؟ چی می خواند؟ فرد همراه می گوید آقا چیز زشتیه. اجازه بدید نگم.
    ازحضرت آیت اصرار و از همراه انکار. تا اینکه همراه اعتراف می کند. آیت الله
    آهی از نهادشان می کشند و می گویند وای بگید نگند آقا چه حرفیه آخه.. باید فکری کنند به حال ورزشگاه ها…
    خلاصه کمی از بازی می گذرد. دوباره تماشاگران از داور دلخور می شوند و این بار می گویند:
    اگزوز خاور بعله بعله…
    این بار حضرت آیت الله به فرد همراه می گویند : آقاجان مردم چی می گند؟ چی می خواند؟ فرد پابه رکاب می گوید: آقاجان این بار دیگه خیلی بدتره. حیا ظاهرا قی شده. اجازه بدید نگم. خلاصه از حضرتش اصرار و از همرهش انکار.
    تا دوباره همره صادقانه اقرار می کند.
    آیت الله طاهری هم این بار می گویند: اوه اوه. لااقل بگید همون اولیه را بگند…

    خلاصه امیدوارم که ما در مراحل اول کار بمانیم. یعنی همان امر به معروف افاقه کند. خصوصا در ورزشگاه هایمان.
    در پایان منبر سخنی را از قُنبل المومنین امیرخان قلعه نوعی عرض کنم که به کرات می فرمودند:
    عزت و ذلت دست اون بالاییه…
    از نفستان مراقبت کنید. و از آن موهبت هم استفاده نمایید..
    والعاقبت للمتقین
    فی الشوال المقیده
    مسعود الصفری

    برچسب ها

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *