مراسم خاطره گویی در آستانه اشرفیه برگزارشد | جلال شرق
×

با حضور مادر شهید معماریان از قم(قهرمان داستان کتاب گریه کن ) ؛
مراسم خاطره گویی در آستانه اشرفیه برگزارشد

  • کد نوشته: 89315
  • ۱۲ خرداد ۱۴۰۳
  • ۰
  • شرف السادات منتظری مادر«شهید محمد معماریان »با اشاره به شفای خود در خواب با پارچه متبرک از حرم امام حسین (ع) افزود: در محرم سال ۱۳۶۵ بر اثر حادثه‌ای از ناحیه پا به شدت آسیب دیدم و از اینکه نتوانستم به نحو شایسته در مجالس عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) شرکت کنم، به درگاه خداوند ابراز ناراحتی و طلب شفا کردم صبح روز عاشورا بعد از قرائت زیارت عاشورا در عالم رؤیا دیدم چند نفر از شهدا از جمله فرزندم محمد در مسجد المهدی قم به دیدار من آمدند و پسرم پس از گفت‌وگو شال سبزی را که از حرم سالار شهیدان آورده بود، روی پایم قرار داد از خواب که بیدار شدم در کمال شگفتی باندها را دیدم که از پایم گشوده شده و شال سبز روی پایم قرار داشت و دیگر دردی احساس نمی‌کردم
    مراسم خاطره گویی در آستانه اشرفیه برگزارشد
  •  

    مراسم خاطره گویی در آستانه سالروز وفات رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله امام خمینی (ره) و بزرگداشت سالروز قیام ۱۵ خرداد با حضور مادر شهید معماریان از قم (قهرمان داستان کتاب تنهاگریه کن) در حسینیه اعظم حرم سلطان سید جلال‌الدین اشرف برگزارشد.

    به گزارش پایگاه خبری تحلیلی جلال شرق، شرف السادات منتظری مادر«شهید محمد معماریان » با اشاره به مقام شهدا در نزد پروردگار از رویای صادقه و کرامت شهید محمد معماریان، مختصری از زندگی نامه شهید مباحثی را مطرح کرد.

    و ی با اشاره به شفای خود در خواب با پارچه متبرک از حرم امام حسین (ع) افزود: در محرم سال ۱۳۶۵ بر اثر حادثه‌ای از ناحیه پا به شدت آسیب دیدم و از اینکه نتوانستم به نحو شایسته در مجالس عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) شرکت کنم، به درگاه خداوند ابراز ناراحتی و طلب شفا کردم صبح روز عاشورا بعد از قرائت زیارت عاشورا در عالم رؤیا دیدم چند نفر از شهدا از جمله فرزندم محمد در مسجد المهدی قم به دیدار من آمدند و پسرم پس از گفت‌وگو شال سبزی را که از حرم سالار شهیدان آورده بود، روی پایم قرار داد از خواب که بیدار شدم در کمال شگفتی باندها را دیدم که از پایم گشوده شده و شال سبز روی پایم قرار داشت و دیگر دردی احساس نمی‌کردم.

    شرف السادات منتظری از کرامت امام حسین (ع) و شهید معماریان برای شفای بیماران گفت و ادامه داد: به سفارش آیت الله گلپایگانی کمی از تربت امام حسین (ع)ویک سانت از شال متبرک در داخل بطری آب قرار داده شده و زمانی که مردم برای رفع بیماری و مشکلات خود از من پارچه را طلب می کنند آب این شیشه را در یک بطری کوچک دیگر می ریزم و به آنها می دهم تا با نوشیدن آن شفا یابند.

    کتاب داستان (تنها گریه کن) نوشته اکرم اسلامی، روایت زندگی اشرف سادات منتظری مادر شهید محمد معماریان است که تصویری کوتاه و مختصراما پر معنا از یک عمر زندگی و فرمانبری و ولایت‌پذیری وی است که فرزندش را فدای پابرجا ماندن و استقلال این سرزمین نمود و خودش نیز در راه اسلام و انقلاب از هر چه در توان داشت فروگذار نکرد.

    محمد معماریان نوجوان ۱۶ ساله ای است که در نهرخین شلمچه عملیات کربلای ۴ به فیض شهادت نائل شد و پس از هفت روز که مادرش می‌خواست او را در قبر بگذارد خونش همچنان تازه بود و دست مادر را رنگی کرد.

    در بیستم مرداد ۱۳۴۹ در قم به دنیا آمد، در ۱۲ سالگی به بسیج پیوست و حدود ۱۳ سال سن داشت که پایش به جبهه باز شد و در کربلای ۴ وقتی از بین هزار نفر نیاز به خط‌شکنی ۳۰۰ نفر بود، او نام‌نویسی کرد تا اینکه سرنوشت شهادت او در نهرخین شلمچه رقم خورد.

    خبرنگار: هما اکبری

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *