روایت وداع با شهید گمنام در آستانه اشرفیه + تصاویر | جلال شرق
×

روایت وداع با شهید گمنام در آستانه اشرفیه + تصاویر

  • کد نوشته: 94431
  • ۱۴ آذر ۱۴۰۳
  • ۰
  •   جلال شرق، روایت هما اکبری خبرنگار جلال شرق از آئین وداع با یک شهیدگمنام  در شهر مذهبی آستانه اشرفیه  :   در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، شهر آستانه اشرفیه دیار سلطان سید جلال‌الدین اشرف، میزبان شهید گمنامی از دوران پرافتخار دفاع مقدس بود . پس از تماسی با دوستم، تصمیم گرفتیم به […]

    روایت وداع با شهید گمنام در آستانه اشرفیه + تصاویر
  •  

    جلال شرق، روایت هما اکبری خبرنگار جلال شرق از آئین وداع با یک شهیدگمنام  در شهر مذهبی آستانه اشرفیه  :

     

    در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، شهر آستانه اشرفیه دیار سلطان سید جلال‌الدین اشرف، میزبان شهید گمنامی از دوران پرافتخار دفاع مقدس بود .

    پس از تماسی با دوستم، تصمیم گرفتیم به مراسم وداع برویم.

    بلافاصله راهی محل برگزاری شدیم و از همان لحظه ورود، شور و هیجان وصف‌ناپذیری در میان جمعیت به چشم می‌خورد.

    مردم با اشک‌های جاری و دل‌هایی پر از اندوه و افتخار، به استقبال این شهید آمده بودند.
    بوی عطر گل‌ها و نوای دعاهای آرام‌بخش در فضای مراسم پیچیده بود، و هر گوشه‌ای از چایخانه حضرت سلطان سید جلال‌الدین اشرف با زائرانی پر شده بود که برای ادای احترام به شهید گمنام آمده بودند.

    یکی از مادران شهید که اشک‌هایش همچون سیلاب از چشمانش جاری بود، با صدایی لرزان گفت: «پسرم رفت تا از این خاک و میهن دفاع کند و امروز ما میزبان او و دوستانش هستیم. هر لحظه‌ای که می‌گذرد، بیشتر به فداکاری‌هایش افتخار می‌کنم ولی دلتنگی‌اش همواره در قلبم است.»

    این مادر که در تلاش بندگی بود، نمونه‌ای از ایثار و فداکاری بود، می‌شد حس کرد که هر قطره اشک او، داستانی از عشق و دلتنگی دارد.

    به سمت بانوی جوانی رفتم که چشم‌انتظار حضور شهید گمنام بود. او با صدایی آرام ولی پر از احساس گفت: «این چشم‌انتظاری‌های بی‌پایان، حتی با تشییع و آرام گرفتن آن‌ها در خاک، همچنان ادامه دارد.
    شاید آن‌ها نیز چشم‌انتظار ما هستند. هرچند نه ،شهدا، ما چشم‌انتظار شما هستیم برای طلب شفاعت، رفع دلتنگی و توسل.» جمله‌اش تمام نشد و اشک حمله‌ور شد.

    و در آن لحظه با تمام وجودش به شهیدان سلام می‌داد و از خداوند برای همه چشم‌انتظاران صبر و تحمل می‌طلبید .

     

    رفتم پیش دوستم زهرا و با هم از تشییع و تدفین شهدای گمنام در ایام فاطمیه صحبت کردیم، زهرا گفت که حضرت فاطمه زهرا (س) مادری را در حق فرزندان رزمنده‌اش تمام می‌کند.

    هرچند گمنام هستند اما در روز شهادت خود پذیرای‌شان می‌شود. بانوی دو عالم با درخششی از معنویت و آرامش، میزبان فرزندانش است.

    زهرا با چشمانی که اشک در آن لبالب شده بود ،گفت: شهدا برای ما مانند فانوسی در شب تاریک‌اند؛ نوری که راه را به ما نشان می‌دهد و ما را از تاریکی‌ها نجات می‌دهد.»

    گنجی خادم حرمی که در جایگاه خدمتی اش ایستاده بود ، زمزمه کنان با اشک‌های جاری از چشمانش، می گفت: «من خواهرت، من مادرت، من همه کس تو ام…»

    این همدردی و عزاداری از جنس ناب و اصیل بود، چیزی که با هیچ کلمه‌ای نمی‌توان آن را به درستی وصف کرد.

    وی گفت:شهید گمنام با وجود نامی ناشناخته، بسیار خوشنام و عزیز است.

    خادم حرم ادامه داد: هر قطره اشکی که برای این شهیدان می‌ریزم، گواهی است بر عشق و وفاداری ما به آنان.

    خواهر شهیدان ابوطالب عزمی و محمد حسین عزمی، پس از بدرقه شهید گمنام گفت: «من و خانواده ام سال‌هاست که چشم‌انتظار این لحظه هستیم.

    وی اظهار کرد:شهدا قبل از اعزام به جبهه حرم مطهر را زیارت و اذن از مادر سادات می‌خواستند.

    اکنون، این حضور و وداع مردم با شهید گمنام، پیوندی مقدس میان شهید و سلطان سید جلال‌الدین اشرف به وجود آورده است.»

    وی تاکید کرد :ما با ادامه دادن راه شهدا نه به حرف بلکه به عمل، در تلاش خواهیم بود که سرباز نظام و انقلاب و پشتیبان ولایت فقیه باشیم.

    زهرا در ادامه مراسم وداع از تحقق رویای خود روایت کرد: در خواب، سفری به مکه داشتم، در میان شور و هیجان، برایم سوال شد که چرا به مدینه نرفته‌ام. با بیداری، درک کردم که این همه، جز خوابی پر از اشارات رمزی نبود. امروز، وقتی به این مراسم خاص دعوت شدم، گفتم آستانه اشرفیه، شهری چون مدینه به دلیل وجود مبارک سلطان سید جلال‌الدین اشرف است که با درخششی از معنویت و آرامش، میزبان فرزندان حضرت زهرا شده است
    شهدای گمنام هرچند قهرمان بی نامی هستند اما مادرشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در تمامی لحظات با آن ها است و همچون خودش در خاک ابدی آرام می‌گیرند .

     

    آری وداع با شهدای گمنام در نقاط مختلف شهر، همانند شعله‌ای است که در قلب‌های نسل‌های حاضر دوباره روشن می‌شود و آنان را به یاد ایثار و فداکاری‌های بی‌بدیل شهدا می‌اندازد.

    این مراسم‌ها نه تنها یادآور رشادت‌های گذشته‌اند، بلکه پیام‌آور این واقعیت‌اند که روحیه مقاومت و پایداری همچنان در بین مردم زنده و پایدار است.

    هر بار که شهیدی گمنام در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر تشییع و تدفین می‌شود، تجدید بیعتی دوباره با آرمان‌های بلند شهدا و ارزش‌های انقلاب صورت می‌گیرد. این مراسم‌ها فرصتی هستند تا نسل‌های جدید، میراث ارزشمند پدران و مادران خود را بشناسند و به آن افتخار کنند.

    از سوی دیگر، این وداع‌ها فرصتی است برای بازنگری در مسیر و هدف‌ها، و همچنین تأمل بر مسئولیت‌هایی که هر یک از ما در قبال حفظ و حراست از میهن بر عهده داریم. شهدای گمنام، هر چند نامی ناشناخته دارند، ولی با خون خود نهال استقلال و آزادی را آبیاری کرده‌اند و امروز، یاد و خاطره آنان همچون فانوسی روشن، راه آینده را برای ما روشن می‌کند.

    این مراسم‌ها همچنین به ما یادآوری می‌کنند که فداکاری و ایثار در هر زمان و مکان، ارزش و جایگاه خود را حفظ می‌کند و این ارزش‌ها باید در قلب‌های نسل‌های آینده نیز محفوظ بمانند.

     

    در تصاویر زیر وداع جمعی از دانش آموزان دختر آستانه اشرفیه با شهید گمنام دوران دفاع مقدس در ایام فاطمیه را نشان می دهد

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *