خردادماه ۹۵ بود که گزارش ایرنا گیلان باعنوان “زنان قاسمآباد سرخ و سیاه میبافند” روایتی از رنگ و رنج شد تا این روستا راه خود را تا فهرست جهانی بیابد و در بهمنماه ۹۸ در گزارشی باعنوان” قاسمآباد رودسر؛ روستای جهانی چادرشببافی” خبر ثبت جهانی آن اعلام شد.
اینک باردیگر گروه ایرنا برآن شد تا از پس شنیدههایی سیاه و سپید، عازم این جاذبه جهانی شود و تغییرات را با مخاطبانش به اشتراک بگذارد.
به گزارش جلال شرق از ایرنا، روستای قاسمآباد که اصالت، رنگ و قدمت چادرشب بافیاش پای گردشگران خارجی را نیز به این دهکده – که پیشتر پوشاک محلی آن آوازه جهانی داشت – باز کرد؛ در تاریخ ۱۱ تیرماه سال ۹۷ از سوی شورای راهبردی انتخاب شهرها و روستاهای ملی به عنوان روستای ملی چادر شببافی ثبت و نامزد ۲۰۱۹ جمهوری اسلامی ایران برای ثبت جهانی شد و در بهمن ماه ۹۸ با عنوان روستای جهانی با محوریت چادرشببافی از سوی شورای جهانی صنایع دستی ( World Crafts Council) به ثبت جهانی رسید.
زنان قاسم آباد گیلان، سرخ و سیاه می بافند
روستای چادرشب بافی گیلان ثبت جهانی شد
شش سال آز ان زمان گذشت و ایرنا گیلان با شنیدن سیاه وسپیدهایی در خصوص این روستای جهانی عازم شد تا از نزدیک تغییرات را بررسی و برحسب رسالت ذاتی خویش که آگاهیبخشی است، نگرانی دغدغهمندان را مرتفع و شرایط را در راستای رونق و توسعه پایدار نشر دهد.
گیلان در دل فصل زراعی خویش قرار دارد و کلید واژه جادههایش در این روزها نشاء برنج، آب و گل، شالیزارهای فراخ، کلاههای حصیری، رفت و آمد تراکتور و تیلر است و آوایش فریاد کار؛ گروه ایرنا به سمت شرق گیلان راهی شد تا پس از گذر از شهرستانهای آستانهاشرفیه، لاهیجان و لنگرود با همه جاذبههای کهن میراثی، طبیعی و کشاورزی در ساعات نخست شروع کار اداری به ساختمانی شاید صد ساله در مرکز شهر رودسر برسد که عنوان اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برآن نگاشته شده است و پلکان باریک تاریک و چارچوبهای چوبین در و پنجرهاش عطر گذر سالیان می داد.
وارد شدیم؛ پس از معرفی خواستیم در صورت امکان کارشناسی راه بلد همراهمان شود تا هم راه بدانیم و هم نکاتی را جویا شویم که روشنکننده ذهن و مسیرمان باشد؛ خوش اقبال بودیم که مائده طورچی از کارشناسان شاخص صنایع دستی گیلان و پژوهشگر چادرشب بافی همراهمان شد و ادامه مسیر را آغاز کردیم.
در گپ و گفتی در مسیر پرسیدم: از رشت تا خود رودسر و حتی قاسم آباد تابلویی مبنی بر معرفی یا اطلاع رسانی در خصوص این روستای جهانی ندیدیم و برخی معتقدند استان آنطور که باید از ظرفیت جهانی ثبت این روستا بهره نگرفته است.
موزه تا دیوارنگاره؛ رد پای چادرشب در قاسم آباد
طورچی که دغدغه میراث سرزمینش از واژه، واژه کلامش هویدا بود، گفت: شاید درخصوص اطلاع رسانی و تبلیغات کمتر کار شده و یا حتی با همکاری شهرداران و فرمانداران میشد تا اتفاقات بهتری رقم بخورد اما نمیتوان از کارهای بسیاری هم که پس از ثبت جهانی رقم خورده چشمپوشی کرد.
کارهای درخشانی پس از ثبت جهانی در خصوص انسجام بخشی هنرمندان وافزایش فضاهایی مانند ایجاد خانهخلاقیت و نوآوری صنایع دستی روستایی، موزه نساجی سنتی شمال کشور، بازارچه دائمی صنایع دستی، کارگاههای زندهبافی و بازاریابی، کارگاه پست چادرشببافان، ایجاد ۱۴ فروشگاه صنایع دستی و چادرشببافی و حضورهنرمندان این روستای جهانی در نمایشگاهها و جشنوارههای ملی و بینالمللی انجام شده که قابل اغماض نیست.
وی ادامه داد: کارهای درخشانی پس از ثبت جهانی در خصوص انسجام بخشی هنرمندان وافزایش فضاهایی مانند ایجاد خانهخلاقیت و نوآوری صنایع دستی روستایی، موزه نساجی سنتی شمال کشور، بازارچه دائمی صنایع دستی، کارگاههای زندهبافی و بازاریابی، کارگاه پست چادرشببافان، ایجاد ۱۴ فروشگاه صنایع دستی و چادرشببافی و حضورهنرمندان این روستای جهانی در نمایشگاهها و جشنوارههای ملی و بینالمللی انجام شده که قابل اغماض نیست.
طورچی ادامه داد: همینطور نصب المانهای مرتبط متعدد، نظیر؛ مجسمههای زنان قاسمآبادی در حال بافت چادرشب، نصب نمادهایی چون ابزار چادرشببافی از قبیل چر(چرخ نخ ریسی) تا پاچال در کوی و میدان قاسمآباد علیاء و سفلی و یا نصب کتیبههای گِلین با مضمون معرفی بر سر در خانههایی که اینک کارگاه چادرشب بافی خانگی محسوب میشوند؛ همچنین نقاشی دیوارنگارههای متعدد برگرفته از طرحهای چادرشببافی که اینک از جاذبههای این روستای جهانی محسوب میشود در زمره اقدامات انجام شده است.
گپ و گفتمان با طورچی گرم شده بود که یک به یک المانهای چادرشببافی پس از تابلو قاسمآباد هویدا میشد در میانه منظرهای که در فرودست شالی بود و در ارتفاعات جنگل و در ۲ سو اسبان در حال چرا؛ مجسمه زنی با لباس قاسم آبادی در حال بافت چادرشب نمایان شد که طورچی گفت: میدان پاچال است؛ باید به سمت چپ و به سوی موزه نساجی برویم که کارگاه زنده بافی چادرشب بافان هم هست.
در میانه راه المانها یک به یک بیشتر نمایان میشدند و دیوارنگارهها نشان از اتفاقات خوشایندی میداد.
پاچالها کنار نرفتند؛ دختران ماندند و بافتند
به موزه نساجی سنتی شمال کشور رسیدیم که تابلوی راهنمایش میان حجم انبوه درختان تقریبا دیده نمیشد و مریم امیرزاده عضو انجمن چادرشب بافان استان چه استقبال گرمی داشت و با چه شوری از حضور گردشگران و اتفاقات خوشایندی میگفت که بعد از ثبت جهانی رخ داده است.
امیرزاده همانطور که ما را به سمت موزه و کارگاه زندهبافی هدایت میکرد، برچادرشبهای یکصد ساله آویخته در ۲ سو دست میکشید و میگفت: اینها ابریشم کج(درجه دو و سه) و ابریشم خالص است و طرحهایش از ذهن مادربزرگانمان نقش شده و امروز خریداران خارجی را هم به سوی خود می کشاند.
وی با چه شوری از عروس کانادایی یکی از اهالی تعریف میکرد که همه چادر شبهای مادرشوهر قاسمآبادیاش را از کنج صندوقها درآورده بود و باخود به کشورش برده بود تا برلباسها، کیف و کفش، پرده و کوسن و دیگر وسایل خانهاش نقش کند.
دخترانمان که تا دیروز چادرشببافی را بیکلاسی میدانستند و با اصرار از ما میخواستند پاچالها را دوربیاندازیم؛ پس از ثبت جهانی روستایمان با محوریت چادرشببافی چه شوقی برای ادامه این دست بافتهها پیدا کرده و حتی بر قامت لباسهایشان هم سراسر طرحهای این بافته میراثی را مینشانند.
چه ساده تعریف میکرد: دخترانمان که تا دیروز چادرشببافی را بیکلاسی میدانستند و با اصرار از ما میخواستند پاچالها را دوربیاندازیم؛ پس از ثبت جهانی روستایمان با محوریت چادرشببافی چه شوقی برای ادامه این دست بافتهها پیدا کرده و حتی بر قامت لباسهایشان هم سراسر طرحهای این بافته میراثی را مینشانند.
امیرزاده، زیرلب طرحهای چادرشب بافی مثل قالیگل، ماه اریب و سلمدار را چون شعر زمزمه میکند و ما را به اتاقی هدایت می کند که نماهنگ کوبش تار و پود نخها برای برآوردن طرحهای شانهگل، قالیگل، گلیمگل، سروگل، چهلچراغ، طرح پرند، گلیمگل و بوته پیش از دیدن خودشان به گوش میرسید؛ در باز بود و زنان و دختران چادرشبباف با لباسهای محلی قاسم آبادی رنگ در رنگ بر پشت چرخ و پاچالها نشسته بودند و طرح میبافتند.
وی میگفت: این موزه و کارگاه زندهبافی تازه ایجاد شده و پس از افتتاح رسمی توسط فرماندار تازه خیالمان راحت شد که اینجا مامنی برای گسترش کارمان است.
مادر، دختر، نوه؛ خانوادهها در قاسمآباد آینده میبافند
عمه اشرف جزو پیشکسوتان این حرفه است و از پای پاچال بلند میشود و به سمتمان میآید و بعد از احوال پرسی گرم ما را به سمت موزه هدایت میکند و با لبخندی واضح میگوید: همه این وسایل اهدایی مردمان همین سرزمین است.
عمه اشرف برقاب سند ثبت جهانی قاسمآباد دست میکشد و برایمان جالب بود که اشک در چشمان خانم طورچی حلقه میزند؛ همه دغدغه کلامش در طی مسیر، اینبار در چشمانش مینشیند و میگوید: تمام آن روزها لحظه به لحظه پیش چشممان است و عمه اشرف میگوید: روح خانم غادا قرین آرامش (زنده یاد غادا هیجاوی رئیس شورای جهانی صنایع دستی در منطقه آسیا و اقیانوسیه بود که به همراه ناظران بین المللی برای بررسی ثبت جهانی روستای قاسم آباد به گیلان سفر کرده بود) چه روزهایی بود.
ادامه میدهد: اگرچه ثبت جهانی اتفاق خوشی برای مردمان این روستا رقم زد؛ اما نباید به حال خود رهاشویم باید این روستای جهانی بیشتر معرفی و حمایت شود تا گردشگران بیشتری به این سمت بیایند.
وی میگوید: در زمان حاضر زهرا قربانطلب برادرزاده من با سه دختر تحصیل کردهاش فروشگاه ماه اُریب را که همزمان فروشگاه و کارگاه زنده بافیست را با هم اداره میکنند و نوه ۱۰ ساله او هم به جمع تولیدکنندگان پیوسته است.
خانم طورچی ضمن تایید حرفهای عمه اشرف میگوید: این خانواده را برای جشنواره سرو سیمین (جشنوارهای برای فرزندانی که هنر اجدادی شان را ادامه میدهند) معرفی کردیم.
چادرشب کنج صندوقچهها به کارمان نمیآمد
فاطمه عباسی دختر جوانی از قاسم آباد علیاست که کارشناس ارشد صنایع دستی گرایش طراحی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده و پرشور به جمع پیوسته؛ چقدر دانشآموختگی در کلامش پیداست؛ لباس محلی زیبایش را مرتب میکند؛ سینی فنجانهای آب خنک را پس از تعارف روی میز می گذارد و میگوید: مهمترین اتفاق پس از ثبت جهانی افتخار فرزندان این سرزمین به هویتشان است.
وی ادامه میدهد: کمبودها زیاد است اما اقبال، بسیار بیشتر از کاستیهاست؛ ثبت جهانی، چادرشبها را از کنج صندوقچه درآورد و بر دوش جهان انداخت و این موضوع رخدادی است که فرزندان این سرزمین به آن میبالند و باعث شده دخترانمان در رشتههای دانشگاهی صنایع دستی را انتخاب کنند و علم و هنر را با هم بیامیزند و این هنر را در کاربردهای متعدد به جهانیان عرضه کنند.
چادرشب بافیهای مادرنمان در کنج صندوقها به کارمان نمیآمد؛ اما ثبت جهانی موجب هویتسازی شد و اکنون ما چادرشب بافی را بصورت پارچه ارائه میدهیم و ایدههای مردم در کاربردی کردن آن بسیار جذابتراست.
وی تاکید میکند: چادرشب بافیهای مادرنمان در کنج صندوقها به کارمان نمیآمد؛ اما ثبت جهانی موجب هویتسازی شد و اکنون ما چادرشب بافی را بصورت پارچه ارائه میدهیم و ایدههای مردم در کاربردی کردن آن بسیار جذابتر است.
دستها در پی بافت؛ دلها حمایت
دلمان میرفت برای یک عکس پر از رنگ با این گروه دلنواز اما خانم طورچی بسیار اصرار دارد که تا ظهر نشده و هنرمندان برای رسیدگی به خانوادههایشان کارگاهها را ترک نکردهاند به دفتر پست چادرشب بافان هم برویم؛ در راه دیوارنگارهها را یک به یک توضیح میدهد و در خصوص اینکه چرا نام آن کارگاه دفتر پست چادرشب بافان ایران است، میگوید: نزدیک ۲۰ سال این دفتر پست متروکه بود و با تلاش بسیار مردم و مسئولان این کارگاه زنده بافی راهاندازی شد و به احترام پست نامش را “دفتر پست چادرشب بافان شمال” نامیدند.
دل ظهر بود و گرمای شمال طاقتفرسا؛ خاله عذرا مسئول این کارگاه زندهبافی اگرچه از ثبت جهانی خوشحال بود اما میگفت: دختران ما برای دریافت کارت هنرمندی چادرشببافی مسیر سختی را باید طی کنند و ای کاش شرایط دریافت این کارت تسهیل شود.
دختران ما برای دریافت کارت هنرمندی چادرشببافی مسیر سختی را باید طی کنند و ای کاش شرایط دریافت این کارت تسهیل شود؛ باید شرایطی فراهم شود هنرمندان بتوانند تک به تک وام دریافت کنند.
عذرا مصطفوی همچنین از نحوه پرداخت تسهیلات هم شاکی بود و گفت: تسهیلات به پشتیبان ارائه میشود این درحالیست که باید شرایطی فراهم شود هنرمندان بتوانند تک به تک وام دریافت کنند.
اگرچه همه مشغول کار بودند اما آنچه فضا را جذاب کرده بود حضور زهرا کوچولو هشت ساله با لباس محلی بود که پا به پای مادرش در همه مراحل بافت کمک مادرش بود و میگفتند همه شعرهایش هم برای تارو پود رنگین چادر شب است اما هر چقدر اصرار کردند، گفت خجالت میکشم و برای ما نخواند که نخواند.
عکاس ایرنا، مراحل چلهکشی را رها نمیکرد و گرما امان میبرید؛ خانه خلافیت و نوآوری آخرین جایی بود که پس از گذر از دیوارنگارههای بسیار و کوچه باغهای پر هیاهو باید میرفتیم؛ پس از گم شدن در کوچه باغهای قاسم آباد سفلی و سبقت از دوج ها (ماشینهای جنگ جهانی دوم که درارتفاعات شرق گیلان میتوان دید) بالاخره تابلوی راهنما را دیدیم و پیچیدیم؛ اینجا از همه جا پر رونقتر بود طرح چادرشب بر دیوارها، کارگاهی فراخ با فروشگاهی وسیع و چادرشبی کهن با نام زن و مرد که زندگی یک خانواده روستایی را نقش کرده بودند.
گرما و خستگی را نمیشد کتمان کرد؛ برای بازگشت عجله داشتیم که درراه ماشینی با دیدن نمره دولتی و دیدن اتفاقی خانم طورچی ایستاد؛ پویان چهارگاه دهیار بالامحله معرفی شد و خانم طورچی وی را یکی از بهترین همیاران در رونق چادر شب بافی پس از ثبت جهانی معرفی کرد.
روستای جهانی در ابتدای راه
چهارگاه گفت: از جلسه فرمانداری در خصوص چادرشب بافی برمیگردم و قرار شد ۱۵ روز دیگر دبیرخانه چادرشب بافی بصورت رسمی در فرمانداری افتتاح شود؛ همچنین در مورد اختصاص بودجه درخصوص مرمت و تجدید رنگ دیوار نگارهها و اتفاقات جدید در این زمینه نیز صحبت شد.
وی با اشاره به اینکه مشکلاتی وجود دارد، گفت: قرار بود بعد از ۶ سال دستاورد غنی داشته باشیم اما با همه اتفاقات خوب متاسفانه پس از ثبت جهانی برخی از شهرداران و شوراها درجا زدند؛ بطوریکه از ورودی گیلان تا چابکسر حتی یک تابلو یا المان برای معرفی این روستای جهانی نداریم.
وی ادامه داد: این مسائل موضوعات ابتدایی است؛ قرار شد برای بهرهمندی از این ظرفیت بوجود آمده دستگاههای اجرایی پای کار بیایند تا ثبت جهانی فرصتی برای رونق گردشگری استان فراهم کند اما هنوز در ابتدای راه هستیم.
ساعت یک ظهر بود و ذهنهایمان پر از طرحهای چادرشب بود که در میان انبوه گیاهان زینتی باید برمی گشتیم.
خانم طورچی توضیح میدهد مردان اینجا در کار تجارت گل و گیاه هستند و باید در زمستان بیایید که هجوم کامیونها را برای صادرات مرکبات ببینید.
سفر تمام شد اما انگار یک نظریه کم بود.
قاسمآباد نیازمند برنامه مدیریت مقصد گردشگری با محوریت صنایعدستی
با فرزاد رشیدی مشاور پروژههای ملی و بین المللی مدیریت مقصد گردشگری و مشاور معاونت صنایع دستی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تماس گرفتیم و نظر وی را در این خصوص جویا شدیم.
او گفت: تصوراشتباهی که رایج است این است که فکرمیکنیم ثبت که انجام شد همه چیز تمام است در حالی که ثبت جهانی نخستین مرحله حفاظت یک اثر و عامل توسعه در فرایند توسعه پایدار یک منطقه با محوریت عامل ثبت(میراثی، صنایع دستی و یا گردشگری) است.
مدیر پروژه ثبت جهانی قاسم آباد در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: ثبت مهمترین و ارزشمندترین گام و در واقع گام اول است؛ شرط لازم است اما کافی نیست؛ یک برنامه راهبردی مدیریتی با محوریت توسعه پایدار برای بهرهوری خردمندانه پس از ثبت یک منطقه بسیار ضروری است که میتواند آثار مثبت ثبت را شناسایی، پرورش و افزایش داده و آثار فعالیتهای منفی آن را شناسایی، کنترل و کاهش دهد.
این پژوهشگر صنایع دستی و گردشگری بیان کرد: ثبت عامل است اما به تنهایی نمیتواند سبب توسعه شود و نیاز است که آن عامل در اختیار یک برنامه مدیریتی قرار بگیرد؛ تجربه نشان داده هیچ منطقهای بدون داشتن برنامه مدون و مناسب به توسعه پایدار نرسیده است.
او افزود: ثبت جهانی قاسم آباد باعث شد در همان سال نخست اعتبارات شهرستان افزایش یابد؛ همچنین هنرمندان این روستا جایگاه ویژهتری در نمایشگاههای بین المللی و ملی داشته باشند؛ ثبت جهانی روستای قاسم آباد توانست توجه مردم و مسئولان را جلب کند و حتی سبب حفاظت و ترویج بیشتر چادرشب بافی شود.
رشیدی ادامه داد: یکی دیگر از کارکردهای مهم ثبت جهانی، تقویت هویت ملی و محلی است بطوریکه به وضوح این ثبت نیز موجب بازآفرینی هویت محلی شد بطوریکه یکی از دانشجویانی که قبلا خود را رودسری معرفی می کرد امروز با کمال افتخار خود را گیلانی و از روستای قاسم آباد معرفی میکند.
هنرمندان و مردم قاسم آباد شایسته بهترینها هستنند؛ بطور کلی برای رسیدن به بهترینها قاسم آباد نیاز به یک برنامه توسعه مدیریت مقصد گردشگری با محوریت صنایع دستی دارد؛ تازمانی که برنامه جامع مدیریت مقصد گردشگری با محوریت صنایع دستی نداشته باشیم باید به همین سطح بسنده کرد.
وی اضافه کرد: برای شرط کافی بودن، طرح برنامهای تدوین شد که به آن DMO می گویند و این همان برنامه مدیریت مقصد گردشگری روستایی بارویکرد صنایع دستی است که خروجی آن تبدیل روستای جهانی قاسم آباد به مقصد گردشگری پایدار با محوریت صنایع دستی یعنی عامل توسعه صنایع دستی است که میتواند سبب توسعه پایدار منطقه شود.
وی افزود: طرح این برنامه مدون را آن زمان آماده کرده بودیم و یکی از موارد آن برنامه ایجاد دبیرخانهای به ریاست فرماندار بود تا تمام ذینفعان دولتی، خصوصی و مردمی عضو آن باشند که بتوانند برنامههای توسعهای که آماده شده بود را راهبری کنند و چندین جلسه آن نیز برگزار شد.
وی تاکید کرد: دوام یک پروژه توسعهای پایدار فقط به حضور و مشارکت تمامی ذینفعان بویژه مردم و هنرمندان است؛ و حتی فرایند انجام این ثبت نیز با تلاش جانانه مردم روستا خصوصا هنرمندان و کارشناسان صنایع دستی، تمامی دغدغهمندان و فراگیران گردشگری و حمایت مدیرکل وقت میراثفرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان محقق شد.
این مدرس دانشگاه گفت: اگرچه کارهای زیادی انجام شده اما می توانستیم از مزیت ثبت جهانی در قالب یک برنامه مدون خیلی اثرگذارتر استفاده کنیم؛ مشکل قاسم آباد برنامه است.
وی عنوان کرد: برنامههای مدیریت مقصدی که در آن تدوین اهداف کلی وعینی روستای جهانی قاسم آباد، چگونگی مشارکت مردم و هنرمندان، آموزش و نقش آن در این فرایند توسعهای (اینکه چه جایگاهی دارد و در کجا باید قرار بگیرد) نقش و چگونگی ارائه حمایت های دولتی، تسهیلات و زیرساختهای لازم، ارزیابیهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و حتی تدوین ظرفیت برد گردشگری، تدوین زنجیره ارزش چادر شب بافی، حدود قابل قبول تغییر اصالتهای محصولات چادر شب بافی بر اساس ذائقه بازار و سیاستهای مناسب بازاریابی اجتماعی و چگونگی هماهنگی و اتصال همه فعالیتها برای رسیدن به توسعهای پایدار همه جانبه برحسب اهداف کلی و عینی در روستای جهانی قاسم آباد مد نظرقرار میگیرد.
رشیدی تصریح کرد: هنرمندان و مردم قاسم آباد شایسته بهترینها هستند؛ بطور کلی برای رسیدن به بهترینها قاسم آباد نیاز به یک برنامه توسعه مدیریت مقصد گردشگری با محوریت صنایع دستی دارد؛ تازمانی که این برنامه جامع را نداشته باشیم باید به همین سطح بسنده کرد.




















دیدگاهتان را بنویسید