مسعود صفری | جلال شرق
×

مسعود صفری

برگه های باد

برگه های باد

جلال شرق ؛ تعدادی از دبیرانِ خریدخدمات، از این مخلص خواستند تا نامه ای را به آن خسروخوبان که بعد منزل در سفرش نیست بنویسم. بنده هم طوری که نه سیخ بسوزد و نه کباب حروفی نوشتم. گرچه میدانستم مست است یار و یاد حریفان نمیکند؛ لیکن اطاعت امر کردم و کاغذ سیاه نمودم. تا […]

  • ۱۴ خرداد ۱۳۹۹
  • ۰
  • خاطرات مدرسه ( گفتگوی تمدن ها)

    خاطرات مدرسه ( گفتگوی تمدن ها)

    سرویس طنز اجتماعی جلال شرق ؛ بعداز چهل سال گدایی شب جمعه ام را یادم رفته است. یعنی رسیده ام به کلاس و یادم رفته که ماضی بود استمراری می شد یا مضارع بود التزامی!! و فلان حکایت کذایی از جامی بود یا عبید؟ و اصلا درسم چجوری شروع می شد! و آخرش به چه […]

  • ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
  • ۰
  • اندکی پیش تو گفتم غم دل ترسیدم/ که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است

    اندکی پیش تو گفتم غم دل ترسیدم/ که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است

    جلال شرق ؛به مناسبت فرا رسیدن روز معلم  از مجموعه طنز های سیاسی اجتماعی برگه هایی درباد با عنوان” روز معلم ” نوشته طنز نویس معاصر مسعود صفری  تقدیم به همه معلمان ایران زمین می شود. مارکو!! از برای روز معلم چه تحفه ای آورده ای؟؟ گُل آورده ام؟ آه!! این بارهم گل های شهرداری […]

  • ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
  • ۰