سرویس طنز اجتماعی جلال شرق ؛ بعداز چهل سال گدایی شب جمعه ام را یادم رفته است. یعنی رسیده ام به کلاس و یادم رفته که ماضی بود استمراری می شد یا مضارع بود التزامی!! و فلان حکایت کذایی از جامی بود یا عبید؟ و اصلا درسم چجوری شروع می شد! و آخرش به چه […]
جلال شرق ؛به مناسبت فرا رسیدن روز معلم از مجموعه طنز های سیاسی اجتماعی برگه هایی درباد با عنوان” روز معلم ” نوشته طنز نویس معاصر مسعود صفری تقدیم به همه معلمان ایران زمین می شود. مارکو!! از برای روز معلم چه تحفه ای آورده ای؟؟ گُل آورده ام؟ آه!! این بارهم گل های شهرداری […]
جلال شرق ؛ برگه هایی در باد از نوشته های طنز نویس معاصر محمد صفری است که باتوجه به قلم سیال طنز نویس که با بت مایه های اجتماعی و سیاسی آمیخته شده است برای خوانده بسیارجذاب و دلنشین است نمونه ای دیگر از این طنز سیاسی اجتماعی را در این بخش انتشار داده […]
جلال شرق ؛ معلم ها معمولا احساسات متفاوتی نسبت به کلاس دارند. برخی از آنها عاشق کلاس اند. برخی دیگر شنبه را شب اول قبر میدانند. بعضی دیگر هستند که ممتنع اند. یعنی نه عاشق اند و نه فارغ. معلمی برایشان نان دانی و آب باریکه است. بعضی دیگر هستند که شغل دومشان معلمی است […]
جلال شرق ؛خاطرات مدرسه(این قسمت: صله) آدم تا می آید به این پیربکران برسد پیرش درآمده است. راه دور است. طبق معمول مادرم وسط نماز دارد پانتومیم میرود و من باید حدس بزنم چه میگوید. گاز را خاموش کنم؟ زیپم را بالا بدهم؟ مراقب خودم باشم؟ پیرهنم چروک است؟ هیچ کدام. من هم کله خر […]